ولایت اهل بیت ، شرط حیات انسان

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا العبد المؤید و الرسول المسدد المصطفی الامجد ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین لا سیما فاطمة الزهرا سیدة نساء العالمین و لعنة الله علی اعدائهم و ظالمیهم الی قیام یوم الدین .

قال الله تعالی فی محکم کتابه الشریف:” مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُون‏ “[۱]

شب شام غریبان بی بی فاطمه زهرا (سلام الله تعالی علیها)، شب حزن و ماتم اهل بیت است. شب یتیمی اولاد زهرا ، امشب اگر کسی در مدینه منوره درب خانه فاطمه زهرا، کنار چشم گریان امیرمؤمنان قرار بگیرد شب بسیار جانسوزی است، امشب شب بسیار عجیبی است برای این خانواده. جنازه زهرا (س) بین اولادش بین بچه های کوچکش ….

خدا را به عظمت این ناله هایی که امشب فرزندان زهرا بر بالین مادر سر دادند قسم می دهم فرج فرزند بزرگوارشان آقا امام زمان را تعجیل هر چه بیشتر مرحمت بفرماید.ما را، خادمین را، بانی و خدمتگزاران این جلسه را به عظمت زهرای اطهر جزء امت یاران امام زمان قرار بدهد ، این جلسه را به فضل و کرمش قبول بفرماید و در سایه عنایاتش به اسلام، به مسلمین، به رهبر بزرگوارمان عزت هر چه بیشتر مرحمت بفرماید یک صلوات دیگری ختم بفرمائید. خداوند متعال را به عظمت زهرای اطهر قسم می دهم از این جلسه نورانی به ارواح طیبه شهدای ما، امام بزرگوار ما، پدر و مادر و گذشتگان این جمع مخصوصا گذشتگان بانی این جلسه بهره های نورانی فراوان عائد و واصل بفرماید صلوات دیگری مرحمت بفرمائید.

مقدمه

شب گذشته خدمت سروران عرض کردم که منطق قرآن در باب حیات و ممات با منطق ما متفاوت است، قرآن کریم حیات ما را حیات حقیقی نمی داند. تا وقتی که اتصال به توحید و ولایت به وجود نیاید، انسان حیات پیدا نمی کند. تعابیری هم از آیات قرآن کریم خواندیم. من برای تکمیل آنها، یک تعبیر دیگری را از قرآن خدمت شما ارائه کنم. انشاءالله دوستان هم این نکته را توجه کنند که تا اتصال به ولایت نباشد حیات حقیقی وجود ندارد.

علاوه بر آن آیاتی که خوانده شد ، آیه شریفه سوره اعراف به خوبی بر این مطلب دلالت می کند.

در سوره اعراف دارد: ” مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدي وَ مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُون‏”[۲]

هر کس را خدا هدایت کند، هدایت می شود و هر کس گمراه شود خاسر است. از نظر قرآن بزرگترین زیانها الذین خسروا انفسهم این است که انسان حیات حقیقی را از دست بدهد. هر کس گمراه شود مرده است. خسران حقیقی یعنی از دست دادن حقیقت خودش. بعد ادامه می دهد: وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ کثیری از جن و انس را ما برای جهنم قرار دادیم. لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ قلوبی دارند که نمی فهمند. لَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا چشمی دارند که نمی بینند. وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا گوشی دارند که نمی شنوند. أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ چهارپا هستند بَلْ هُمْ أَضَلُّ چهارپاها گوش های معنوی ندارند اما اینها دارند و لذا پست ترند. أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ[۳] بعد ادامه می دهد : وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا[۴] مردم! خدا اسماء حسنایی دارد …

این حیات حقیقی در چارچوب اتصال به ولایت و اتصال به امامت است. اتصال به ولایت و امامت یعنی ” ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها” برو دنبال اسمای حسنای الهی. لذا درآن آیه سوره اسراء دارد که: يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلا وَ مَنْ كانَ في‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُّ سَبيلا “[۵] امامت و ولایت مبنایی را با خود می آورد که هر کس جذب نشود کور و کر است، حیات ندارد، حیات حقیقی مربوط به وقتی است که ارتباط برقرار شود. قرآن در بعضی از آیات اسم این حیات را «حیات طیب» قرار داده است.مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً.[۶] حیات طیب حیاتی است که در سایه ایمان و عمل صالح به دست می آید، این منطق قرآن است.

بعد عرض کردیم که درباره آمدن این حیات طیب پیغمبر فرمود: الّا المودّة فی القربی برو دنبال مودت به قربی تا حیات طیب پیدا کنی. این مودت به قربی برای خودتان است، شما را زنده می کند. ما این اسماء را دادیم تا شما زنده شوید. تا شما حرکت کنید ” ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُم‏”[۷]

معرفت عمیق، وظیفه اصلی شیعیان

حال برای اینکه این مودت و ارتباط ما را زنده کند و به حیات طیب برساند ما باید سه مرحله کار کنیم:

مقدمه اش هم همین کارهای عرفی ماست، یعنی عزاداری کنیم، گریه کنیم، سینه بزنیم، روضه بخوانیم، روضه گوش کنیم، درحزن اهل بیت محزون باشیم ، در سرور اهل بیت مسرور باشیم، با پای برهنه برویم زیارت، اگر اینها را زیاد کنیم حیات ما بیشتر خواهد شد، حیات ما به این است که این اعمال را انجام دهیم .

قدم اول و اساسی برای به وجود آمدن حیات طیب با اتصال ما به اسماء حسنای الهی است. قدم دوم این است که این پیوند را با معرفت برقرار کنیم، عزیزان ! محبت یک مرحله از ارتباط است که اگر نباشد ما از اسلام خارجیم و لذا اکثر اهل سنت در محبت با ما شریکند، با ما مشکل ندارند لذا اگر یکی در روضه امام حسین اشکی از چشمانش سرازیر شد این نشانه محبت است، ولی احساس علاقه به اهل بیت تازه اول راه است، چیزی که ما شیعه ها داریم ولی آنها ندارند، معرفت است ،آن شناخت مهم است، کیست که منکر فضایل امیرالمؤمنین و فضایل حضرت زهرا (س) نسبت به اسلام باشد؟!

بنده با یکی از برادران اهل سنت که بحث می کردم تا اسم امیرالمومنین آمد گفت: “کرّم الله وجهه”.

علی کسی است که به بت سجده نکرده، چطور می توانند انکار کند؟ کسی که نمی تواند فداکاری علی را نسبت به اسلام را انکار کند. ایثار علی را انکار کند. هیچ بحثی در این ها نیست. اگر ما شیعه ایم تشیع ما مربوط به مرتبه معرفت ما است.

معرفت بین شیعه ها نیز مراتبی دارد بعضی ها ائمه را امام می دانند در حد خلافت، می گویند: خلیفه رسول الله ولی بعضی ها قائلند که علی بن ابیطالب و اهل بیت مقامشان از انبیا و اولیاء خدا بالاتر است که ما این را می خواهیم.

خوب دقت کنید: بعضی ها در عصمت گیر کرده اند. شیعه هم هستند. این یک مرتبه است. در مقابل، بعضی ها برای امامت عصمتی را درست می کنند خیلی بالا. لذا معروف است حجاج بن یوسف وقتی شنید که یک خانمی ادعا کرد که علی بن ابیطالب از اولی و دومی بالاتر است احضارش کرد حجاج گفت: شنیدم این طور می گوئی؟ گفت اشتباه کردم. گفت: یعنی قبول نداری؟ گفت: من نمی گویم علی از خلیفه اول و دوم بالاتر است من می گویم علی از عیسی و موسی بالاتر است. اشتباه به شما گفتند. مگر می شود علی را با خلیفه اول و دوم مقایسه کرد! کسی را نمی شود با علی بن ابیطالب مقایسه کرد. من می گویم علی از عیسی و موسی بالاتر است. حجاج گفت: ثابت نکنی گردنت را می زنم. گفت: ثابت می کنم ولی شرطی دارد، اهل کوفه را جمع کن تا ثابت کنم. ثابت نکردم گردنم را بزن. قبول کرد (عزیزان! ما همین را می خواهیم در پیوند با اهل بیت محبت هست، عزاداری هست، گریه هست اما این ها تازه اول کارند. برو دنبال آن بالائی) حجاج همه را جمع کرد. آن زن گفت: مگر تو قرآن نخواندی؟ حجاج گفت: بله خواندم. درباره حضرت موسی چه می گوید؟ مگر در قرآن خدا خطاب نمی کند: موسی! ” فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوى‏”

موسی نعلین ها را دربیار تو در زمین مقدسی هستی . حال آن وادی مقدس بالاتر است یا کعبه؟ کعبه بالاتر است. قرآن درباره مریم چه گفته؟ قرآن گفت : مریم! از بیت المقدس برو بیرون. تو درد زایمان گرفته ای. برو بیرون. نمی شود خانه خدا و بیت المقدس را آلوده کنی. به موسی گفت نعلین ها را دربیار، به مریم گفت برو بیرون از بیت المقدس عیسی را به دنیا بیاور . حجاج! علی بن ابیطالب مادرش وقتی درد زایمان گرفت کجا علی را به دنیا آورد؟ سنی ها نقل می کردند که فاطمه بنت اسد پرده کعبه را گرفت خدا را قسم داد به بچه در شکمش. کعبه شکافته شد رفت داخل. گفت : حجاج! خدا فاطمه بنت اسد را که بیرون نکرد. بعد که علی سه روز با مادر خود، مهمان خدا در کعبه بود از خانه خدا بیرون آمدند. حجاج ساکت شد .

عزیزان! ما امروز معرفتی اینگونه می خواهیم.

فضائلی که در تاریخ برای حضرت زهرا نقل شده بر هیچ کس پوشیده نیست. از جمله اینکه عمر آمد خواستگاری حضرت زهرا پیغمبر نداد. ( اینها تاریخ اسلام است) پیغمبر هر که می آمد می گفت منتظر رأی خدا هستم، علی که آمد از مال دنیا هیچی نداشت. فقط زره و شمشیری داشت. پیغمبر فرمود از خود زهرا بپرسیم. زهرا را گفتند زهرا ساکت شد .پیغمبر گفت: الله اکبر، الله اکبر،مبارک باشد. سکوت زهرا اقرار است. مگر می شود دامادی علی را برای پیغمبر انکار کرد؟!

یگانه دخت نبی اکرم در خانه علی قرار گرفت. حسنین را به دنیا آورد که در شأن اینها حدیث کساء آمده است. خود عایشه نقل کرده است. ام السلمه هم نقل کرده است. ام السلمه خواست بیاید زیر درخت خشکیده که پیغمبر عبا را پهن کرده بود پیغمبر گفت نمی شود. ام السلمه زن بزرگی است اما اینجا جای تو نیست، اینها را که همه بلدند و قبول دارند.

اما درباره حضرت زهرا اگر کسی بخواهد معرفت عمیق پیدا کند، دخت نبی اکرم هست، همسر علی هست، مادر حسنین هست ولی امام صادق(ع) فرمود:” اُمُّنا حجّت الله علینا” ما اگر می خواهیم درباره اهل بیت اطلاعات پیدا کنیم، معرفت پیدا کنیم باید برویم یک مقداری عمق آیات قرآن را بررسی کنیم ، امام صادق در تفسیر “انّا انزلناه فی لیله القدر” فرمود: لیله القدر فاطمه زهرا است ، اینها معرفت می خواهد .

آیا پیغمبر اکرم که تمام قامت می ایستاد در مقابل فاطمه زهرا خم می شد دست زهرا را می بوسید. سینه زهرا را می بوسید. فقط از باب پدر و فرزندی این کار را می کرد؟!

عزیزان! برویم دنبال معرفت. بنده به جوان ها توصیه می کنم عیبی ندارد هر چهار تا فوتبالی که نگاه کردی یک تفسیر هم از آیت الله جوادی گوش کنید ، هر چهار تا فیلم سینمایی که نگاه کردید نیم ساعت هم تفسیر گوش کنید.

ائمه ما می گویند: مادر ما حجت خداست بر ما. کلینی در کافی شریف روایت می کند که جبرئیل بر زهرا نازل شد، مراوده برقرار شد. کلمات خدا را آورد. الله اکبر، زهرا علی را صدا زد. علی جان! من می گویم تو بنویس. یعنی علی دو تا افتخار دارد، هم کاتب قرآن از زبان پیغمبر است وهم کاتب مصحف فاطمه است از زبان زهرا. (اینها را اگر بخواهیم درک کنیم کار می برد) .

فاطمه (س) حجت است، یعنی چه؟

” اُمّنا حجّه الله علینا” یعنی چه؟ بعضی از اساتید بزرگوار ما گفتند این حجت الله بودن وجهش عصمت فاطمه(سلام الله علیها) است. چون معصوم، قولش، فعلش و تقریرش حجت است. حضرت زهرای اطهر (س) عصمت کبری دارند. چرا معصومند؟ چون مصداق آیه تطهیرند ” إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا”[۸] آقا حضرت زهرا جز آیه تطهیر است. آیه تطهیر اراده تکوینی خدا را بر پاک بودن اهل بیت ثابت می کند. قبلا هم عرض کردم دو نوع اراده داریم: تکوینی و تشریعی. اراده تشریعی مثل آن آیات قرآن که خدا می فرماید ما پیغمبر فرستادیم “لیطهرکم” تا پاک شوید خدا می فرماید : نماز بخوانید روزه بگیرد دروغ نگوئید تا پاک شوید و بالاروید. این پاکی مال همه است مال اهل بیت نیست این را می گویند: «تشریع و اراده تشریعی». قانون خدا برای پاکی همه است .

اما آن اراده ای که مخصوص یک عده ای است اراده تکوینی است، زهرا معصوم است. عصمت کبری دارد. عصمت کبرای فاطمه اطهر دلالت بر حجیت فاطمه می کند اگر فرمودند: “اُمّنا حجت الله علینا” یعنی مادر ما معصوم است. هر چه بگوید از خودش نمی گوید، گفتارش حجت است، فعلش حجت است. رفتنش حجت است اگر در محضر او کاری انجام دهید و چیزی به شما نگوید آن کار درست است یعنی تقریرش حجت است.

بعضی دیگر از علما و اساتید بزرگوار گفتند: ” اُمّنا حجّت الله علینا” یعنی علم زهرا و مصحف زهرا حجت است بر ما، همانطور که آیات قرآن بر ما حجتند. مصحف حضرت زهرا هم بر ما حجت است. پس معنای “اُمّنا حجت الله علینا” یعنی این که ؛ کلمات حضرت زهرا ملاک است، حجت است.

مقامات ائمه معصومین(ع)

بعضی دیگر از علما به تبع بزرگانی مثل حضرت امام و علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی) یک تحلیل عمیق تری دارند، این بزرگان معتقدند: ائمه ما سه مقام دارند: مقام بالا که در عالم ما نیست در بعضی از روایات داریم (اَوّلُ مَا خَلَقَ اللهُ ) یعنی اولین چیزی که خدا خلق کرد نور نبی اکرم است، در بعضی از عبارات زیارت جامعه هم هست “خلقکم الله انوارا” یا “فاجعلکم انوارا” می گویند: یک مقامی اولیا و ائمه دارند به نام مقام نورانیت. در مقام نورانیت اینها اول و وسط و آخرشان یکی است. لذا در بعضی از روایات داریم “اَوّلُنا محمّد(ص) اَوسَطُنا محمّد (ص) و آخِرُنا محمّد” در آن مقام دیگر نمی گوئیم این معصوم اول است، آن معصوم دوم، آن معصوم سوم. (که البته آن حقیقت را که روایات ما بیان می کنند آقایان توضیح می دهند بنده یادم هست خدا بیامرزد آیت الله مشکینی (رضوان الله تعالی) را اول طلبگی نماز جمعه قم شرکت کردم ایشان این را توضیح می دادند)

این تفسیر را مثل حضرت امام در کتاب مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه که از شاهکارهای این مرد است. «حقیقت تام محمدیه و احمدیه» را تفسیر می کنند، علامه طباطبایی هم دارند. دیگر بزرگان هم دارند. آیت الله جوادی هم دارند. آنجا مقام مقام نورانیت است، کثرت هم در آن نیست. در آثار مرحوم مطهری هم یک جاهایی در بحث پرسش و پاسخهایشان نوشته شده است. اگر کتاب امامت ایشان به قلم خودشان چاپ می شد احتمالا اضافه می فرمودند.

پس این یک مقام است که مقام نورانیت و وحدت است. یک مقام دیگری دارند که مقام کثرت است. در این مقام که مقام کثرت است اطاعت از او واجب است؛ حتی بر امام بعد از خودش. لذا امام حسن تا زنده است امام حسین ماموم ایشان است و اطاعت می کند. این سیر می رسد به امام زمان که معصوم چهاردهم و امام دوازدهم است و ایشان واسطه فیض اند. علامه طباطبایی بسیار زیبا تفسیر می کنند “وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيدا”[۹] قشنگ وسائط الهی تبیین می شود پیغمبر می شود واسطه فیض همه ائمه .

یک مقام سومی هم ائمه ما دارند که مقام ظهور است. خوب دقت کنید. هر چی می رود جلوتر ظاهرتر می شوند امام اول پنهانتر است تا امام دوازدهم که آخرین است ایشان ظاهرتر است. در روایات هم داریم، بنده یکبار تفسیر کردم که: “والفجر” یعنی مهدی، “لیال عشر” یعنی ده امام که چون تاریکند نمی شناسیمشان “والشفع” فاطمه زهراست “والوتر” نبی اکرم است. هر چه میروی جلو امامت ظهورش بیشتر می شود. لذا ما در روایات داریم شب معراج پیغمبر بالا می رفت وقتی می آمد ستاره ها را دیدند ماه را دیدند.پیغمبر پرسیدند این ماه و ستاره ها چیست؟ گفتند این ماه، مهدی است. امامان دیگر ستاره اند ولی مهدی ماه شب چهارده است. ظهور می کند. امامت ظاهر می شود. لذا ائمه در یک مقام جمع و یکی هستند. در یک مقام کثرت دارند و پخش هستند. در این مقام کثرت، به یک اعتبار، امام بعدی تابع قبلی است و به اعتبار دیگر، ظهور امام بعدی از قبلی بیشتر است. بنابر اعتبار سوم امام سوم افضل ائمه ماست. چرا چون ظهور ائمه در اوست ، رجعت می کنند ظاهر می شوند، کمالاتشان عالم گیر می شود .(پس سه مقام شد: ۱- مقام وحدت که ۱۴ معصوم نور واحد هستند و جمعند.۲- مقام کثرت که امامت است. ۳- مقام ظهور ولایت)

معرفتی اجمالی به صدیقه کبری(سلام الله علیها)

حال حضرت زهرا در مقام جمع و وحدت، با اهل بیت شریک است. اگرچه در مقام دوم، زهرا امام نیست چون شرط امامت این است که مرد باشد. زن می تواند واسطه فیض باشد ولی امام نمی تواند باشد. لذا زهرا امام نیست. اما در اعتبار سوم (یعنی ظهور کمالات ولایت) علم اهل بیت با زهراست. چون مصحف، مال زهراست و لذا ظهور علم ائمه به فاطمه است. سِر ولایت در زهراست. جریان ظهور ولایت با زهراست و لذا ما در روایات متعدد داریم که «کوثر» یعنی خیر کثیر. خیری که در آن مقام جمع باید بسط پیدا کند و ظاهر شود. آینه اش فاطمه زهراست، لذا بعضی از بزرگان و اساتید ما گفته اند “اُمّنا حجّت الله علینا” از این باب است که اُمّ ما و مادر ما، ظاهر کننده کمالات ولایت است. برای همین هر کس می خواهد ما را بشناسد می گوئیم برو زهرا را بشناس. این اعتبار همان مقام سوم است. شاهد این اعتبار سوم، حدیث کساست. حدیث کساء خیلی عجیب است این حدیث کسا که به طرق مختلف و متعدد دارای آثار عجیبی است مربوط ظهور زهراست. چگونه فرشتگان سوال می کنند “یارَبّ وَ مَن تَحتَ الکِسَاء” چه کسی زیر کساء است؟ “هُم فاطمه و ابوها و بَعلِها و بَنِیها” حسنین رو نمی گویند «اولاد علی» بلکه می گویند «اولاد زهرا»! خانه را می گویند «خانه زهرا»، مُعرّف اصحاب کساء فاطمه است. لذا می گوید: بابای فاطمه ، اولاد فاطمه ، شوهر فاطمه. بر این اساس که این بزرگان می گویند:زهرا ظهور ولایت است. زهرا وارث خاتم الانبیاست.

یک روایت د یگر هم داریم که امام زمان می فرماید: زهرا (سلام الله علیها) اسوه من است “بنتُ رسولِ الله لی اسوه حسنه” که البته اسوه بودن فاطمه با ظهور زهرا فرق دارد و اصلا اسوه بودن حضرت زهرا را در ارتباط با امام زمان و ظهور مهدی باید معنا کرد که جهت اسوه بودن را اجازه می خواهم فرصت دیگری بیان کنم .

اما عرائضم را با روایتی از حضرت زهرا جمع کنم. خیلی روایت زیبایی است. زهرا (س) از اول مدرسه ولایت به راه انداخت.کارش تفهیم ولایت بود. برای ولایت روایت می گفت. برای ولایت تلاس می کرد. بی بی فاطمه زهرا می فرماید یک سال در مدینه زلزله شدیدی آمد. همه نگران شدند. همه ترسیدند. دیدم امیرالمومنین آرام است. گفتم: آقا شما چرا نگران نیستید؟ امیرالمومنین دست مبارک را روی زمین گذاشتند. بعد فرمان دادند که زمین آرام شود. زمین هم آرام گرفت. بعد خود بی بی فاطمه فرمودند که با ولایت هر زلزله ای را آرام میکند.

چرا ؟ چون در سوره اعراف خواندیم وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا. هر کس نام این ها را بیاورد باید آرام بگیرد.این خاصیت ولایت است. در سوره نمل که ابتدای جلسه خواندم آمده است: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُون. هر کس با این ولایت باشد. زلزله قیامت هم برای او آرام می شود. لذا فرمود لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خَلِدُونَ[۱۰] هر کس با علی باشد آرام است. زهرا(س) اینگونه ولایت را معرفی می کند. مدافع ولایتی را می خواهد که چنین معرفتی داشته باشد. زهرای اطهر وقتی ولایت رو معرفی می کند با ولایت معنوی و تکوینی معرفی میکند.آن وقت من دلم خوش است که ولایتی آخرالزمان هستم. آنقدر ضعیف هستم که با هر سوال و شبهه ای گیر می کنم.در مجلس فاطمیه شرکت می کنیم اما هنوز فاطمه(سلام الله علیها) را نمی شناسیم که به قول آیت الله جوادی مریم سلام الله علیها شاگرد مکتب ایشان هم نیست. این زهرای ما که وقتی خداوند میخاد از مریم تمجید کنه می فرماید كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً[۱۱] زکریا می آمد؛ می دید مریم در محراب استو ضرف میوه ای جلوی اوست. می پرسد این ها چیست. مریم(س) پاسخ می دهد: قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ. اما زهرا کجا! که هر وقت علی می آمد وجد عندها رزقا. علم خدا را نزد زهرا می یافت.زکریا نزد مریم میوه می یافت. اما علی نزد زهرا علم خدا را می یافت. این زهرای اطهر است. باید بروید به سمت شناخت زهرا(سلام الله علیها). با زهرا حرکت کنید تا معرفت به ولایت پیدا کنید. تا زنده شوید و حیات پیدا کنید.

 

[۱] . نمل :۸۹

[۲] . اعراف :۱۲۸

[۳] . اعراف :۱۷۹

[۴] . اعراف :۱۸۰

[۵] . اسراء :۷۱-۷۲

[۶] . نحل :۹۷

[۷] سبإ :۴۷

[۸] احزاب :۳۳

[۹] بقره :۱۴۳

[۱۰] . انبیاء. ۱۰۱

[۱۱] . آل عمران ۳۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *