زن در آیینه اسلام – جلسه اول

 

فهرست

ضرورت شناسی مسئله. ۱

بعد کلامی.. ۱

بعد تربیتی.. ۲

بعد سیاسی.. ۲

شبهاتی که در باب مسئله زن مطرح است… ۳

اشکالات وارد شده به بخش جهان بینی.. ۴

نمونه دیدگاه اول. ۴

نمونهی دیدگاه دوم. ۴

اشکال دیگری در بخش جهان بینی.. ۵

اشکالات وارد شده به بخش ایدئولوژی.. ۵

منطق قرآن در مواجه با این اشکالات… ۶

دو مشکل اساسی در اندیشهی غربی.. ۷

پاسخ قرآن. ۸

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد

بسم الله الرحمن الرحیم

 

زن در آینه اسلام ۱

ضرورت شناسی مسئله

در ارتباط با موضوع “جایگاه زن در تفکر دینی” اولین مبحثی که لازم است به آن پرداخته شود اصلِ “ضرورت شناسی ” این مبحث است. مسئله­ی زن در تفکرات دینی و اسلامی و قرآنی از سه جهت ضرورت بررسی دارد.

بعد کلامی

جهت اول بعد کلامی و عقیدتی مسئله است. این نکته حائز اهمیت است که بسیاری از جمعیت یک جامعه را حداقل خواهران و بانوان تشکیل می­دهند. اگر مکتبی به عنوان یک نظام فکری منسجم نتواند جایگاهِ نیمی از جمعیت بشری را درست تبیین کند، قطعاً از نظر عقیدتی و کلامی نخواهد توانست مکتب برتر باشد؛ لذا همواره یکی از سؤالات بسیار مهمی که در ارتباط با ادیان الهی مطرح هست این است که آیا این مکاتب تواسته اند جایگاه زن را در جامعه و در تاریخ و در مجموعه انسان ها درست تبیین کنند تا بتوانند یک نظام عقیدتی کامل و اکملی برای بشر تلقی شوند یا خیر؟

بعد تربیتی

بعد دومِ ضرورت پرداختن به مسئله زن، بعد تربیتی و اخلاقی است. رسالت بسیار بزرگ تربیت کردن و به وجود آوردن مایه­های تربیتی در جامعه­ی بشری به عهده خانم هاست. یا مستقیماً در مقام مادری و همسری یا غیر مستقیم. به این دلیل که حضور بانوان در محیط های مختلف جامعه، اگر حضوری درست و تعریف شده­ای نباشد قطعا برای خود و جامعه مشکلات تربیتی بوجود خواهد آورد. البته این موارد در مورد آقایان نیز صادق است. اگر برای آقایان نیز نتوانیم جایگاهی تعریف شده قرار دهیم، در جوامع بشری هم اشکال کلامی و هم اشکال تربیتی به وجود خواهد آمد.

بعد سیاسی

بعد سوم بعد سیاسی است. خدا مرحوم آقای مطهری را بیامرزد؛ ایشان خیلی زیبا به این مسئله پرداخته اند. روزگاری برای استثمارِ جامعه­ها از ابزار جهالت استفاده می­شد اما مدتهاست که استثمارگران به این نتیجه رسیده اند که بهترین راه استثمار جامعه استفاده ابزاری کردن از شخصیت زن است. حتی درجامعه­ی خودشان (این مطلب را انشاالله در عبارات بسیار ارزشمند ویل دورانت خواهیم دید) که کارخانه دارانِ مجلس عوام انگلیس چگونه از شخصیت زن به عنوان ابزاری برای استثمار جامعه، برای استعمار سیاسی جامعه، بهره­مند می­شدند.

شبهاتی که در باب مسئله زن مطرح است

این بیان ضرورت مسئله بود؛ اما اشکالات و شبهاتی که در باب مسئله زن در جامعه ما در میان اندیشمندان مختلف بشری مطرح شده به دو بخش کلی اشکالات مربوط به جهان بینی دینی در باب زن و اشکالات مربوط به ایدئولوژی دینی در باب زن بر می گردد.[۱] اگر ما در بخش جهان بینی، اصولی را تأسیس کنیم، آن اصول تأثیر غیرقابل اجتنابی بر ایدئولوژی ما خواهد داشت. اگر کسی جهان را به گونه ای تصویر کند که مثلاً مبدأ و معادی وجود ندارد، در مقام تبیین بایدها و نبایدها و آرمان ها اعلام می کند که از عمر محدود دنیا حداکثر لذت را به هر قیمتی که شده ببرید. همینطور اگر کسی در تحلیل انسان فقط به “ماده” توجه داشته باشد و روح و بعد معنوی برای او قائل نشود، ایدئولوژی متفاوتی خواهد داشت.

اشکالات وارد شده به بخش جهان بینی

انتقاد اساسی که در مکاتب دینی و بالاخص اسلامی در بخش جهان بینی وجود دارد، این است که می گویند شما نگاهی منفی به زنان دارید . حال بعضی از ادیان صد درصد منفی و بعض دیگر ارزش زن را پنجاه درصد منفی می دانند[۲]

نمونه­ دیدگاه اول

مثال واضح این انتقاد، مسیحیت هست. مسیحیت نسبت به دیدگاه اول اعلام می کند که زن یک موجود پلید، آلوده و منفی است و لذا فتوا می­دهد که کاردینال، اسقف و پاپ مسیحی برای آنکه به درجات عالی انسانی برسد باید مطلقا از این موجود آلوده اجتناب کند. زن در تفکر مسیحی شیطانی است و مظهر فریب، وسوسه، آلودگی و گناه. به همین دلیل است که در مسیحیت ازدواج، گناه شناخته می شود. ازدواج به عنوان پیوند و جریانی که ارتباط مرد با زن را توجیه می کند، یک گناه است. چون شخصیت انسان را آفت زده می کند. لذا مسیحی و روحانیت مسیحی فتوا می­دهد که چون نوع انسان­ها نمی توانند ازدواج نکنند، برای اینکه از هزار گناه نجات پیدا کنید این یک گناه جایز است! این نگاه مسیحیت به شخصیت زن است.

نمونه­ی دیدگاه دوم

در اسلام ازدواج و تشکیل خانواده امری مطلوب قلمداد می­شود اما در عین حال مشورت با زن ها را شایسته نمی داند. “شاورهن و خالفوهن” با زن ها مشورت کنید و مخالف آن عمل کنید. و یا در تعابیر اسلامی مشاهد می­شود که نگاهی منفی به زن وجود دارد. اما این بدان معنا نیست که در جهان بینی اسلامی زنان صد درصد آلوده و منفی باشند بلکه از جهاتی پنجاه – شصت درصد منفی است و مابقی با نگاهی مثبت و اثر بخش برای جامعه­ی رجال است.

اشکال دیگری در بخش جهان بینی

فرض سومی را مطرح می کنند که در واقع یک شبهه عقیدتی در جهان بینی دینی است. و آن اینکه اگر گفته می­شود زن موجودی مثبت است، آیا با عمل صالح می تواند رشد کند و به تعالی برسد؟ و اگر جواب مثبت است؛ این رشد تا کجا می تواند باشد؟ آیا زنان می توانند به مقام نبوت ، به مقام امامت و ولایت برسند؟ اگر زنان نمی توانند به مقام نبوت و امامت و ولایت برسند، پس معلوم می­شود که حداکثر رشد زن از مرد کمتر است. و اگر گفته شود تا آن درجه رشد می­کنند اما به مقام نبوت نمی رسند، یعنی احتمال این را بدهیم که در دوره­ای برترین موجود عالم یک زن باشد، اما پیغمبر و امام و ولی مرد باشد؛ در این صورت باز این اشکال پا برجاست چرا که مقام نبوت و امامت و ولایت بر اساس یک اصل عقیدتیِ محکمِ دینی به برترین انسان هر عصر واگذار می شود.

اشکالات وارد شده به بخش ایدئولوژی

تمام اشکالاتی که در بعد ایدئولوژی مطرح می شود، همگی بر می­گردند به اشکالات جهان بینی. اینکه چرا زنان باید حجاب و چادر به سر کنند؛ با توجه به اینکه شخصیت زن را صد درصد منفی و آلوده بدانیم، جواب خاص خود را دارد.اگر مکتبی در جهان بینی خود زن را آلوده و منفی دید در ناحیه ایدئولوژی می گوید : با میکروب چگونه برخورد می­شود؟ طبیعتا باید محدودش کرد.

الآن طبق این استدلال منکر حجاب می­شوند. وقتی در یک جهان بینی، زن مطلقا منفی بود، بایدها و نبایدها نیز در مورد او، با نگاهی منفی وضع می­شود. این اشکالی است که مطرح می کنند و می­گویند محدودیت هایی که اسلام برای زن قائل شده بخاطر نگاه بد او به مسئله­ی زن است.

اینکه دیه­ی زن نصف مرد است به این خاطر است که قیمت و ارزش زن نصف مرد است. در بحث ارث هم همینطور، چرا پسر باید دو برابر دختر ارث ببرد؟ در خواستگاری چرا باید مرد به خواستگاری زن بیاید چرا باید زن در صندوق خانه پنهان بشود. و یا مثلا می گویند مهریه یعنی قیمت زن. درست مانند این است که بخواهید اتومبیلی خریداری کنید. مگر زن کالایی است که باید خرید در نفقه هم همینطور، می­گویند نفقه مثل این است که ـ معذرت می خواهم ـ کسی اسبی خریداری بکند و طبیعتا باید به او غذا بدهد. و بطور کلی بر اساس این مثال ها مدعی اند که اسلام برای زن ارزشی قائل نیست. در حالی که تمام این اشکالات بر می­گردد به نگاه اشتباه در جهان بینی دینی نسبت به مسئله­ی زن.

منطق قرآن در مواجه با این اشکالات

قرآن کریم در ارتباط با این سؤالات منطق عجیبی دارد. قرآن از آنجا که معجزه­ی ختمیه است و مخاطب قرآن افراد مختلف در سطوح مختلفند، از طریق طرح اشکال و پاسخ به آن وارد نشده بلکه در قالب داستان­های بسیار زیبای حیات انبیاء و حرکت انبیاء به گونه ای به این مباحث پرداخته است. و اتفاقا یکی از بهترین ادله برای معجزه بودن قرآن کیفیت ورود در مسئله زن است.

در دو جا قرآن کریم در داستان خلقت و بعثت حضرت آدم به این مسئله پرداخته است. یکی در آیات شریفه سوره بقره است[۳] یکی در آیات شریفه سوره اعراف[۴].

دو مشکل اساسی در اندیشه­ی غربی

در غرب اصرار دارند که بگویند بنای اندیشمندان دینی، مقابله با خرد است. و همینطور تحقیر زن. و منشاء این از مسیحیت است. مسیحیت در مسئله خلقت حضرت آدم دو فتوا دارد که باعث شده وضعیت دین در مغرب زمین به صورت نامطلوبی در آید.

اول آنکه وقتی خداوند جناب آدم را خلق کرد ؛ به او فرمود که در بهشت از هر درختی استفاده کن مگر درخت علم و خرد. پس اساس دین خرد گریزی و انکار خرد و علم است. و گناه آدم این بود که از درخت علم خورد.

دوم آنکه چیزی که باعث شد حضرت آدم خردورز بشود و آن نافرمانی را بکند، وسوسه ی حضرت حوا بود. یعنی گناه تخلف از امر خدا به فرمان یک زن انجام داد شده.

لذا دو مشکل برای بشریت و اندیشه دینی در اروپا و در مغرب زمین به وجود آمد که این دو مشکل در داستان خلقت آدم و در گناه اول انسان منعکس است. مشکل اول مسئله خردورزی است. و مشکل دوم مسئله آلودگی زن.

پاسخ قرآن

اما قرآن با این مسئله چگونه برخورد می­کند؟

وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هؤُلاَءِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿البقرة، ۳۱﴾

خداوند همه اسماء و حقایق عالم را به آدم داد. این اساسی ترین صفت خلیفه خدا است. این سوال را از آقای اگوس کوند باید کرد که چگونه بنای اندیشه دینی مقابله با خرد است؟

ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَةِ سپس آن حقایق را بر ملائکه عرضه کرد. فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هٰؤُلاَءِ ملائکه جاهل بودند به این اسماء گفتند سُبْحَانَکَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا ﴿البقرة، ۳۲﴾ سپس فرمود قَالَ يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَ مَا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ‌ ﴿البقرة، ۳۳﴾

اینجا اوج قضیه است که آدم یعنی ولی خدا، معلم همه ملائکه شد. خدا رحمت کند حضرت امام(ره) را که از این آیات استفاده می کردند که نگویید جبرئیل قرآن را بر پیغمبر نازل کرد بلکه معلم همه ملائکه آدم است. لذا ببینید قرآن انسان را در چه قله­ای تصویر می­کند. وقتی آدم آن خزانه­ی علم الهی را باز کرد، خداوند به ملائکه فرمود آیا نگفتم من چیزی می­دانم که شما نمی­دانید.

سپس وارد پاسخ دادن به مشکل دوم می­شود یعنی نگاه به مسئله­ی زن.

وَ قُلْنَا يَا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَ کُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا وَ لاَ تَقْرَبَا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ‌ ﴿البقرة، ۳۵﴾

[۱] . مکتب به دو بخش اساسی تقسیم می شود. بخش جهان بینی که اصول و مبانی تحلیل و تفسیر انسان و جهان را در اختیار ما قرار میدهد و به تعبیر قشنگ مرحوم آقای مطهری کلمه دیدن در جهان بینی به معنای جهان احساسی نیست بلکه جهان شناسی و تحلیل و تفسیر جهان است. و بخش ایدئولوژی که نظام ارزشی – آرمانی ما را تبیین می کند و به عبارتی آرمان شناسی است. یعنی آن بخش از مکتب که بایدها و نبایدها، ایده آل ها و آرمان ها را در اختیار ما قرار میدهد.

[۲] . در مباحث آینده به آنها پرداخته خواهد شد.

[۳] . بقره / آیات ۳۱ تا ۳۶

[۴] . اعراف /

2 thoughts on “زن در آیینه اسلام – جلسه اول

  1. سید یاور عباس

    سلام علیکم ورحمتہ اللہ وبرکاتہ بندہ حقیر سید یاور عباس طلبہ جامعہ المصطفی از کشور پاکستان ھستم می خواھم نوشتار تون در زبان اردو ترجمہ کنم از جناب عالی تقاضہ میشودکہ اجازہ بدھید سپاس تشکر وسلام

    Reply

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *