فهرست
بررسی مسئله ی تقدم زمانی خلقت حضرت آدم بر حضرت حوا ۳
آیا پیامبر نشدن زن،دلیل بر نقص اوست؟. ۳
علت کثرت ضمایر مذکر در قرآن. ۸
منطق قرآن در تبیین قانون حرکت به سمت خدا ۸
اللهم صل علی محمد و آل محمد
بسم الله الرحمن الرحیم
مروری بر مباحث جلسات قبل
خلاصه ی مطالبی که جلسه گذشته ارائه شد این بود که ما با بررسی آیاتی از داستان خلقت آدم دو سؤال بسیار مهم در ارتباط با دین را پاسخ دادیم یک سؤال که به بحث ما مستقیماً مربوط نبود ولی سؤال مهمی بود مسئله ی تعارض علم و دین بود که مشخص شد قرآن کریم مهمترین و اساسی ترین صفت خلیفه ی خدا را علم، آگاهی، دانش و خرد بیان می کند و هیچ گونه تعارضی بین دین و علم قائل نیست و جوهره ی دین را بر اساس خرد و خردگرایی ارائه می کند.بخصوص در جلسه افتتاحیه دوره[۱]روی اولین آیاتی که بر رسول خدا نازل شد بحث کردیم[۲] که میفرماید: اقرا باسم ربک الذی خلق خلق الانسان من علق اقرا و ربک الاکرم الذی علم بالقلم. در این آیات اختلاف بین آیه اول یعنی اقرا باسم ربک الذی خلق و آیه سوم یعنی اقرا و ربک الاکرم در دو صفت خالقیت و کرامت الهی است.این کرامت طبق آیه چهارم همان علم آموزی به انسان است. این اندیشه اسلامی ماست. هیچ تعارضی بین علم و دین در منطق اسلام و در منطق نورانی قرآن کریم وجود ندارد بلکه علم مهمترین صفت خلیفه خدا است . مصداق کرامت خدا، خلقت عالم نیست، حتی انسان با همه بزرگی و پیچیدگی اش مصداق کرامت خدا نیست. آنچه که مصداق کرامت است در بیان قرآن “علم با قلم” است.
اما موضوع مرتبط با بحث ما، مسئله ی آلودگی و گناه زن بود که آیات بسیار زیادی از سوره اعراف مسئله را حل کردو ثابت کرد که گناه اول نتیجه ی وسوسه ی شیطان بوده و شیطان ،هم مرد و هم زن را با هم وسوسه کرد.فریب خوردن اختصاص به زن ندارد و گناهِ اول، توسط یک زن تحقق پیدا نکرده است.از طرفی مخاطب خداوند برای بازگشت و توبه نیز فقط مردها نیستند بلکه هر دو توبه کردند. قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا﴿الأعراف، ۲۳﴾
بعد این سؤال مطرح شد که آیا خداوند زن را از بخش چپ وجود مرد آفریده؟ جواب دادیم که قرآن می فرماید خیر. در آیه اول سوره نساء خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها این مطلب به صراحت آمده است. خلقت زن و مرد، هر دو از یک سرشت و یک حقیقت واحد بوده است . هم چنین خداوند درآیه شریفه سوره ی روم میفرماید: و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه. که توضیح مفصلی دادیم که این لتسکونوا الیها یعنی در کنار آنها آرامش بگیرید و جعل بینکم موده و رحمه هم یعنی بین شما بین زن ها و مردها موده قرار داد رحمت قرار داد و این از آیات الهی است این مودت، این عشق میان زن و مرد که سبب آرامش این هاست وقتی تحقق پیدا می کند که زن و مرد اختلافهایی داشته باشند چرا که مکمل هم هستند. مرد بدون زن، زن بدون مرد، در واقع ناقص اند. اما در کنار هم، با مودت و رحمتی که بین آنها وجود دارد آرامش تحقق پیدا می کند.و عرض کردیم که روال این آرامش را قرآن کریم در سوره بقره تبیین کرده است.
آیه این بود که هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ ﴿البقرة، ۱۸۷﴾زنها لباس مردان هستند و مردان نیز لباس زنان. نقش لباس چیست؟حفظ کردن، امنیت دادن،هم زن سبب حفاظت وامنیت روانی، روحی، جسمی،و به طور کلی همه امنیت ها، برای مرد است و هم مرد چنین نقشی برای زن ایفا می کند. این آرامش و امنیت برای زن و مرد در سایه تفاوت تحقق پیدا می کند. اینها با هم اختلاف دارند اما مکمل هم هستند.از طرفی به نقل از شهید مطهری بیان کردیم که ما علیت غائی را قبول داریم. علیت غائی یعنی معتقد هستیم غایت و هدف آفرینش انسان استو همه چیز را خدا برای انسان خلق کرده است، اما زن و مرد را نسبت به هم اصلیت و فرعیت نداده است، بلکه آنها مکمل یکدیگرندو هیچ کدام نسبت به دیگری برتری ذاتی ندارد.
پس نتیجه گرفتیم که ازمنظر قرآن، نه جنس زن آلوده است نه وجود زن فرعِ بر وجود مرد است. و زن برای مرد به این معنا آفریده نشده که مردها اصالت داشته باشند و زنها خدمتگزار آنها باشند.[۳]
بررسی مسئله ی تقدم زمانی خلقت حضرت آدم بر حضرت حوا
به طور خلاصه در جلسات قبل محورهای جهان بینی قرآنی در ارتباط با زن از آیات قرآن بررسی شد. تنها نکته ای که از جلسه ی قبل باقی ماند، مسئله ی تقدم زمانی خلقت آدم بر حوا بود. یعنی اول (اول زمانی) آدم خلق شد بعد حوا. دلیل این تقدم زمانی آن است که زنان به مقام نبوت نمیرسند.اما این بدان معنا نیست که زن دارای نقص است. این بحث را بعدا خواهیم داشت. به هر حال چون زن به مقام نبوت نمی رسدـ و ما ثابت خواهیم کرد که این نرسیدن به دلیل نقص زن نیست ـو قرار است که هیچ گاه زمین از حجت خدا خالی نشود، باید اولین انسانی که به وجود می آید پیغمبر باشد. لذا حضرت آدم به عنوان اولین پیغمبر تقدم زمانی بر حوا دارد. اما این تقدم به معنای تقدم در کمالات و ارزش ها نیست.
پس بدلیل اینکه زمین نباید از حجت خدا خالی باشد، و از طرفی زن نمی تواند پیامبر باشد،اولین انسانی که خلق می شود مرد و پیامبر است.
آیا پیامبر نشدن زن ، دلیل بر نقص اوست ؟
اکنون می خوایم بحث کنیم که چرا زن نمی تواند پیامبر باشد و چرا این مسئله موجب نقص زن نیست. آیه ۳۵ سوره احزاب آیه معروفی است که میفرماید:[۴]إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْقَانِتِينَ وَ الْقَانِتَاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقَاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِرَاتِ وَ الْخَاشِعِينَ وَ الْخَاشِعَاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقَاتِ وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِمَاتِ وَ الْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَافِظَاتِ وَ الذَّاکِرِينَ اللَّهَ کَثِيراً وَ الذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً ﴿الأحزاب، ۳۵﴾
دقت کنید”مسلمین و مسلمات” چه مرد چه زن، “مؤمنین و مؤمنات”چه مرد چه زن، “قانتین و قانتات” قنوت در اصطلاح قرآن اطاعت همراه با خضوع است و آیه میگوید آنهایی که اطاعت می کنند توأم با خضوع چه مرد باشند چه زن.”صادقین و صادقات”هم مردان و هم زنان، “خاشعین و خاشعات” صدقه دهندگان چه مرد و چه زن، روزه داران چه مرد و چه زن، حافظین فروج یعنی کسانی که شهوت های جنسی را کنترل می کنند در آلودگی های اخلاقی و جنسی قرار نمی گیرند، چه مرد باشند چه زن و “الذاکرین الله کثیرا و الذاکرات”کسانی که ذکر خدا را بسیار می گویند، دائم الذکر هستند، چه مرد باشند چه زن؛ برای همه ی این مردان و زنان”اعدالله لهم مغفره و اجرا عظیما” خداوند مغفرتش را و اجر بسیار بزرگی را در نظر گرفته است.
ابتدا به عنوان مقدمه ی بررسی این آیه اشاره ای به تاریخ انبیاء می کنیم. شأن نزول این آیه روایت[۵] بسیار زیبایی است از زن بسیار بزرگواری در تاریخ اسلام به نام “اسماء بنت عمیس”روایت می گوید «لما رجعت اسماء بنت عمیس الی الحبشه مع زوجها جعفر بن ابیطالب» وقتی که اسماء به همراه شوهرش جعفر از حبشه برگشت «دخلت الی نساء رسول الله» داخل شد بر زنان رسول خدا « فقالت هل نزل فينا شيء من القرآن» آیا چیزی از آیات قرآن درباره ما زنان نازل شده است؟ پیغمبر عرض کردند نه چیزی از قرآن برای زن ها نازل نشده. به خاطر اینکه اکثر ضمیرها در خطاب های قرآنی مذکر است و اصلا زبان عربی ضمیر مذکر را برای خطاب عمومی به کار می برد[۶]. بعد اسماء گفت «یا رسول الله ان النساء لفی خیبه و خسار»ای پیامبر زنان در ضرر و زیانند،پیغمبر فرمود «ممَن ذلک» برای چه زنان در ضرر و زیانند؟«قالت لأنهن لا یذکرن بخیرکما یذکرالرجال» چون خدا همانطورکه از مردان به خوبی یاد کرده از زنان به خیر و خوبی یاد نکرده است. چون آیات، آیاتِ مذکرین است.در اینجا بود که«فانزل الله قال هذه الایه»یعنی وقتی که اسماء این سؤال رو مطرح کرد این آیه شریفه، آیه شریفه ۳۵ سوره احزاب، نازل شد.لذا این شأن نزول آیه است. پس آیه در پاسخ به سؤال اسماء بنت عمیس است و نشان دهنده ی جایگاه زن در قرآن و در اسلام.
علامه طباطبایی می فرمایند: ما در اسلام دو گونه قانون داریم ۱- قانونِ مَداری ۲- قانونِ مَنزلی . قانون مداری به اصطلاح قانونی است که در مسیر حرکت انسان به سوی کمال همواره حاکم و پابرجاست در هیچ مقطعی در هیچ دوره ای از دوره های حرکت انسان و جامعه و تاریخ بشری، این قانون اسثتناء نمی شود. قانونی است مربوط به مدارِ حرکت انسان. قانونی است مربوط به صراط مستقیم، مربوط به راهی که انسان به سوی خدا طی می کند.لذا همیشه و همه جا این قانون پابرجاست. اما قانون منزلی قانونی است که در مراحل مختلف تغییر می کند.یک قانون ممکن است در یک منزل و در یک مقطع وجود داشته باشد و در منزل و مقطع دیگر، قانون دیگری وضع شود. نمونه ی این دو دسته قانون در آیه ی شریفه ای که در آرم سپاه می بینید وجود دارد. وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ ﴿الأنفال، ۶۰﴾
برای اینکه مثال خوب واضح شود ابتدا سؤالی را مطرح می کنم: مثلا سؤال می کنند از ما که آیا اسلام موافق با کنترل موالید است یا کثرت موالید؟ یک بار فتوا می دهند به کثرت اولاد و در مدتی بعد فتوا می دهند که اسلام طرفدار کنترل موالید است.بالاخره کدام یک درست است و آیا کنترل موالید حکم خداست یا کثرت موالید ؟ یا اینکه ما هم از کنترل موالید می توانیم دفاع کنیم هم از کثرت موالید. آیه را توجه کنید. «اعدوا لهم مستطعتم من قوه» قرآن می فرماید یک قانونِ مداریِ ثابت هست که جامعه ی اسلامی باید برای مقابله با دشمنان مهیا باشد”اعدوا” مهیا شوید “مستطعتم” هر چه قدر که می توانید “من قوه”از قوه، نیرو، استعداد ها را بسیج کنید برای مقابله با دشمن.لذا بسیج کردن قوه و استعداد برای مقابله با دشمن یک قانون مداری است.درکدام مقطع؟ کی؟ کجا؟ در همه مراحل و در همه ی مکان ها این «اعدوا لهم مستطعتم» ثابت است. بعد قرآن اضافه می کند«و من رباط الخیل» اسبهای آماده ی کارزار.[۷]یکی از موارد قوه و استعداد در مقابل دشمن، در آن مقطع و زمان، رباط خیل است. بعد در ادامه می فرماید«ترهبون به عدوالله و عدوکم» با این اسبها دشمنان خدا و دشمنان خودتان را باید بترسانید. این آیه دارای یک قانون مداری و یک قانون منزلی است. جامعه اسلامی برای مقابله با دشمن باید همه ی نیرو و استعدادش را بسیج کندلکن در زمان پیغمبر(ص)آن استعدادی که برای مقابله با دشمن وجود داشت اسب آماده ی کارزار بود.”اسب آماده”بیانِ یک قانون منزلی است و در زمانه ما اسب دیگر ترسی برای پس این قانون دیگر اجرا نمی شود.اکنون ببینیم کثرت موالید قانون مداری است یا منزلی؟ منزلی است برای دوره ای که جامعه اسلامی نیاز به بالا رفتن استعداد و توانایی دارد، نیاز به بالا رفتن کمیت سربازانش دارد. اگر جامعه در طی زمان به جایی رسید که کمیت رامی بایست کم کند تا کیفیت نیروی انسانی اش برود بالا، اگر رسید به جایی که اگر تعداد جوانان جامعه زیاد شد سطح آموزششان پایین می آید، سطح بهداشتشان پایین می آید، مشکلات علمی و فرهنگی پیدا می کنند،در چنین شرایطی قانون اقتضا می کندکه موالید را کنترل کند. چرا؟ برای آنکه از کمیت کم کنیم تا به کیفیت بیافزاییم. خدا بیامرزد حضرت امام را که نقش زمان و مکان در اجتهاد را خوب تبیین کردند.مجتهد باید برود قانون مداری را بشناسد، قانون منزلی را بشناسدو بداند در اسلام این قانون مداری حاکم است. مهم قانون مداری است. جامعه اسلامی ما باید در مقابل دشمن مهیا باشد.مهیا شدن در یک دوره ممکن است به کمیت بالا باشد در دوره ی دیگر ممکن است به کیفیت بالا باشد. یک دوره فتوا به کثرت می دهند دوره ی دیگر به قلت. نقش زمان و مکان در اجتهاد مهم است.
این مقدمه را بنده برای این عرض کردم که یک قانون مداری مهم در قرآن کریم در آیه ۳۵ سوره احزاب ذکر شده است. این قانون می فرماید ملاک برتری در مسیر حرکتِ انسان به سوی خدا ایمان و عمل صالح است. ایمان و عمل صالح ملاک برتری و امتیاز در اسلام هست. نه به قومیت بستگی داردو نه به جنسیت بستگی دارد. قرآن اعلام می کند انسانی که در سایه ی ایمان و عمل صالح حرکت کند،چه زن باشدو چه مرد، می تواند به سوی خدا حرکت کند. انشاءالله در سیر تاریخی انبیاء بحث خواهیم کردو نشان می دهیم که در تاریخ انبیاء طبق بیان قرآن این قانون مداری قانون ایمان و عمل صالح است که در مسیر حرکت انسان،زنها در منزلهای مختلفی آماده تر از مردها هستند.
یکی از آیات بسیارمهم آیه سوره مبارکه والعصر است.«والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوالصالحات»میفرماید: مگر آنهایی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند. قانون مداری قرآن به اسماء بنت عمیس جواب می دهد زنها در خسران نیستند، زنان نیز اگر در چهارچوب ایمان و عمل صالح حرکت کنند و به طور کلی انسان، چه زن چه مرد، اگر در این چهارچوب حرکت کند، در آن صورت دیگر در خسران و خسار نیست. ملاک قانون مداری ما ایمان و عمل صالح است.
چنانچه در آیه فرمود: «ان المسلمین والمسلمات و …» به این معنا که اسلام بیاورید، ایمان بیاورید، اطاعت با خضوع انجام دهید، صدقه دهید، روزه بگیرید، ذکر خدا کنید، خود را از آلودگی نجات دهید؛ هر کس که در این مسیر حرکت کرد به خدا تقرب بیشتری خواهد داشت که «ان اکرمکم عند الله اتقاکم»پس قانون ما که قانون مداری است این است که ملاک برتری ایمان و عمل صالح است.
در ادبیات عرب ضمیر مذکر برای بیان عام است. برای خطاب های عمومی است. یک امر قراردادی است و به معنای تایید مرد و نفی زن نیست.لذا در لغت عرب ما از ضمیر مذکر استفاده می کنیم.
منطق قرآن در تبیین قانون حرکت به سمت خدا
اما قانونی که اسلام برای ما تبیین می کند، منطق بسیار زیبایی دارد .ابتدا در سوره ی احزاب قانون را تبیین کرده و می فرماید چه مرد و چه زن، مسیر حرکت شما به سمت خدا ایمان و عمل صالح است و وقتی که می رسیم به آیات سوره تحریم دیگر خیلی زیباتر می شود.چرا که در سوره احزاب قانون را تعیین کرده و در سوره ی تحریم همین قانون مداری را تطبیق میدهد. آیات بسیار زیبای سوره تحریم را ببینید می فرماید:«ضرب الله مثلاً» ببینیدخدا مثال ها رابه چه نحوی دقیق و با حساب و کتاب بیان کرده. ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ کَفَرُوا امْرَأَةَ نُوحٍ وَ امْرَأَةَ لُوطٍ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا الصَالِحَيْنِ ﴿التحريم، ۱۰﴾خدا مثال می زند برای کافران، زن نوح و زن لوط را. زن نوح و زن لوط شوهرانشان پیغمبر بودند «کانتا تحت عبدین من عبادنا الصالحین» دو تا عبد صالح جناب نوح و جناب لوط. این دو زن کافر بودند و عمل صالح نداشتند، نتیجه اش چه می شود فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قِيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ ﴿التحريم، ۱۰﴾ این پیامبران نتوانستند برای زنهایشانکاری بکنند، چون این دو زن در چهارچوب ایمان و عمل صالح قرار نگرفته بودندلذا نتیجه ای جز آتش نداشتند. بلافاصله برای آنکه مردها اشتباه نکنندآن طرف را هم مثال میزند وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَکَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿التحريم، ۱۱﴾ببینید قرآن چه منطقی دارد.خداوند برای زن مؤمن، آسیه همسر فرعون را مثال میزند. این اعجاز قرآن است که بلافاصله دو مرد صالح را در کناردو زن ناصالح نشان بدهد.قانونِ مداریِ ایمان و عمل صالح ملاک است. نوح و لوط خوبند لذا به بهشت میرونداما زنانشان ناصالح اند لذا به جهنم میروند.از طرفی فرعون بد است اما زن فرعون تقاضا می کند که خانه ای در بهشت داشته باشد و از شر شوهر خود و اعمال زشتش رهایی یابد. ان شاء الله در داستان حضرت موسی بحث خواهیم کرد. این جمله ی آسیه نزد علمای اخلاق و عرفان خیلی با معناست،«رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه و نجنی من فرعون و عمله» خدایا یک خانه ای به من بده نه صرفا در بهشت، بلکه نزد خودت “عندک” . انشاءالله در داستان حضرت موسی بررسی می کنیم.
لذا برای آنکه قانون مداری ایمان و عمل صالح تبیین شود، قرآن می فرماید فرقی نمی کند مرد ایمان و عمل صالح داشته باشد یا زن. هر کدام که این ملاک را رعایت کند بالا می رود.در این مسیر اسیر جو و محیط هم نباید بشویم. به قول انسان شناسان امروزی، جبر جامعه و تاریخ را باید کنار بزنیم. از زن امکان پذیر است و از مرد هم امکان پذیر است. آسیه همسر فرعون، در ناز و نعمت،در دستگاه فرعون است، اما اسیر شرایط نیست، لذا بالا می رود.
«و ضرب الله مثلا» این مصداقِ این قانونِ مداری است. قرآن هم قانون دارد و هم مصداق را بیان می کند.«ضرب الله مثلا للذین امنوا امرأت فرعون اذ قالت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه و نجنی من فرعون و عمله و نجنی من القوم الظالمین و مریم بنت عمران» بعد مریم را مثال می زند«التی احسنت فرجها» حضرت مریم در آلوده ترین فضا بود.
این قانونِ مداریِ قرآن برای اوج پیدا کردن و تعالی یافتن هست و جنسیت در آن ملاک نیست. قومیت ملاک نیست.حتی در تاریخ نیز می بینیم که مادر ۹ امام ما، دختر یزدگرد، پادشاه ایران، حضرت شهربانو است. در تاریخ ـان شاء الله خواهیم رسیدـ خودش آمد امام حسین را انتخاب کرد.در زمان عمر بود که ایران فتح شد،وقتی اسیر شد شروع کرد انتقاد کردن به عمر، عمر می خواست برخورد ناشایستی بکند اما امیرالمؤمنین مانع شد و فرمود که این به شما توهین نمی کند بلکه ناراحت است که شما رعایت شأن و منزلتش را نمی کنی. تو حق نداری این خانم رامثل برده ها بفروشی و مثل برده با او برخورد کنی، جوانان مدینه را صدا کن تا خودش انتخاب کند. و این شد که خودش آمد و امام حسین(ع) را انتخاب کرد. امیرالمؤمنین(ع) دستش را گذاشت روی شانه ی امام حسین و فرمود قدر این خانم را بدان، زنی است بسیار بزرگ. با اینکه در تشکیلات ایران ساسانی رشد کرده اما خیلی بزرگ هست.نمونه ی دیگرش مادرِ امام زمان، حضرت نرجس است.ایشان دختر قیصر روم و در بدترین محیط و آلوده ترین فضا رشد کرد. اما با قانونِ مداریِ ایمان و عمل صالح آمد بالا.
نظام تفک قرآنی و نظام تفکر اسلامی قومیت را الغا کرده است.می گوید ملاک اسلام قومیت نیست لذا می بینیم که پیغمبر دستش را گذاشت روی شانه سلمان وگفت سلمان، تو و مردمِ تو، در خدمت ولایت هستید. جنسیت راهم الغا کرد.عرب و عجم و زن و مرد و کوچک و بزرگ و همه ی انسان ها در زیانند. «ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوالصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» بروید در قانون ایمان و عمل صالح، تا رشد کنید و بالا بیایید.
نتیجه ی بحث امروزمان این شد که بین زن و مرد در سیر صعود هیچ فرقی نیست. اگر بین زن و مرد تفاوتی وجود داشته باشد در سیر نزول است. این مدار را قرآن تبیین می کند، بعد نشان میدهیم که در تک تک منازل زنها جلوتر از مردها هستند.در مدار قانون کلی زن و مرد مساوی اند اما در منازل زنها از مردها جلوترند. اینکه چرا جلوترند و آیا قرآن برای مرد تبعیضی قائل شده، نخیر قرآن به مرد هم ظلم نکرده است که در جای خودش بحث خواهیم کرد. اکتفا کنیم به همین مقدار با ذکر صلواتی بر محمد و آل محمد.
[۱]……
[۲]چون ما آن را آنجا گفته بودیم دیگر تکرار نکردیم.
[۳]ان شاءالله در آیات بعدی موارد روشن تری هم بیان خواهیم کرد
[۴]که آن سؤال خواهر بزرگوار ما را هم جواب میدهد
[۵]ر.ک به : بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج۲۲، ص: ۱۷۶ //// تفسير نور الثقلين، ج۴، ص: ۲۷۷
[۶]بعد این بحث را خواهیم کرد آقای مطهری هم خوب بحث کرده اند. منتها فعلا خود آیه را بحث کنیم چون آیه مهم تراست.
[۷]رباط خیل به اسبی گفته می شود که آماده ی جنگ است
