زن در آیینه اسلام – جلسه پنجم

 

فهرست

مروری بر جلسه قبل. ۱

بررسی قانون مداری ایمان و عمل صالح در سوره ی آل عمران. ۱

ادامه داستان حضرت مریم. ۳

بررسی سوره ی نمل و داستان بلقیس… ۴

اشاره ای به شورای اسلامی و تفاوت آن با دموکراسی غربی در داستان بلقیس… ۷

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد

مروری بر جلسه قبل

بحث ما بررسی آیات سوره آل عمران بود. درباره شخصیت حضرت مریم، در آیات سوره آل عمران به این جا رسیدیم که حضرت مریم در چهارچوب قانونِ مَداری ایمان و عمل صالح به مقامی رسیدند، که این مقام از مقام پیغمبر زمان او بالاتر بود. حضرت مریم که شاگرد زکریا بود، به الگو، اسوه و مربی او تبدیل شد. هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِيَّا رَبَّهُ ﴿آل‏عمران‏، ۳۸﴾ اینجا بود که زکریا وقتی عظمت، تقوا و جایگاه مریم را دید شروع کرد از خدا طلب کردن.

بررسی قانون مداری ایمان و عمل صالح در سوره ی آل عمران

قانون مداری نیز در سوره آل عمران در آیات ۱۹۱ به بعد اشاره شده است که مربوط است به نماز شب. و مستحب است وقتی کسی برای نماز شب بیدار می شود، نگاه کند به عظمت آسمان و این آیات را بخواند. ـ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ‌ ﴿آل‏عمران‏، ۱۹۰﴾

اولی الالباب چه کسانی هستند؟ قرآن می فرماید به درستی که در اختلافاتی که در آسمان و زمین و اختلافی که بین شب و روز وجود دارد آیات و نشانه هایی برای صاحبان فکر، صاحبان لُب و اندیشه وجود دارد، این ها چه کسانی هستند؟ الَّذِينَ يَذْکُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَ قُعُوداً وَ عَلَى جُنُوبِهِمْ ﴿آل‏عمران‏، ۱۹۱﴾ کسانی اند که دائما ذکر خدا را می گویند وَ يَتَفَکَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ ﴿آل‏عمران‏، ۱۹۱﴾ کسانی که فکر می کنند. به زیبایی عمل صالح را تبیین می کند. اولی الالباب آنهایی هستند که سلاح ذکر و سلاح فکر را به همراه هم دارند. توجه کنید که قرآن چه گونه ارائه می کند “الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض” هم ذکر دارند و هم فکر.غفلت ندارند، کار علمی غنی انجام می دهند و لذا به این جا می رسند که رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هٰذَا بَاطِلاً سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ﴿آل‏عمران‏، ۱۹۱﴾ خدایا خلقت بیهوده نیست، ما را از عذاب آتش ایمن بدار. “ربنا انک من تدخلن النار فقد اخذیت” آیات را ادامه دهید، قرآن این ها را بیان می فرماید، بعد می فرماید رَبَّنَا وَ آتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى رُسُلِکَ وَ لاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّکَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ ﴿آل‏عمران‏، ۱۹۴﴾ خدایا به همه ی وعده هایی که به انبیاء دادی به ما هم بده. آن وعده ها را برای ما محقق کن. بعد می فرماید فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ ﴿آل‏عمران‏، ۱۹۵﴾ خدا استجابت کرد. چگونه اجابت کرد؟ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى من عمل عمل کنندگان از شما را ضایع نمی کنم، من به عمل شما برکت می دهم. چه آن عمل کننده مذکر باشد و چه عمل کننده مؤنث باشد.

پس عمل، ذکر ، فکر و حرکت به سوی خدا اختصاصی به مرد ندارد. بعد شروع می کند قانون را ادامه دادن؛ در آیات آخر سوره آل عمران نظام فکر و ذکر را به عنوان قانون مداری برای سیر الی الله اعم از زن و مرد تصویر می کند.

ادامه داستان حضرت مریم

حضرت مریم هم در این چهارچوب حرکت کرد و رسید به جایی که مربی زکریا شد. رسید به جایی که قرآن فرمود فرشته ها بر او نازل شدند. – قبلا عرض کردیم- شبهه ای درباره وحی بر یوکابد مطرح هست، که منظور از أَوْحَیْنا إِلى أُمِّ مُوسى ، وحی اصطلاحی نیست. بعضی گفته اند که وحیی که برای مادر موسی مطرح بود، وحی اصطلاحی نیست. ولی اگر این شبهه در مورد مادر حضرت موسی وارد باشد، دیگر درباره حضرت مریم وارد نیست. چون قرآن با صراحت تمام می فرماید يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِي وَ ارْکَعِي مَعَ الرَّاکِعِينَ‌ ﴿آل‏عمران‏، ۴۳﴾ این را چه کسانی به مریم گفتند؟ وَ إِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِکَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ‌ ﴿آل‏عمران‏، ۴۲﴾ ملائکه آمدند و گفتند : یا مریم خداوند تو را برگزید و بر زنان عالم برتری داد.[۱] در اینجا نمی شود شبهه کرد که این وحی اصطلاحی نیست، چون قرآن با صراحت می فرماید. از این صریح تر، نازل شدن جبرئیل است که در آیات سوره مریم می فرماید فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِيّاً ﴿مريم‏، ۱۷﴾ این “روحنا” ؛ روح یا از اعظم ملائکه است یا حضرت جبرئیل است. این روح همان روحی است که در سوره قدر می فرماید، ملائکه و روح در شب قدر نازل می شوند. این روح یعنی جناب جبرئیل، هم برای ولادت عیسی آمد، هم برای ولادت حضرت زهرا آمد. برای ولادت عیسی بر مریم نازل شد و برای ولادت حضرت زهرا بر پیغمبر نازل شد.

پس شبهه ای که در ارتباط با مادر موسی مطرح شده، که وحی در اینجا وحی اصطلاحی نیست؛ بلکه مثل وحیی است که خداوند در مورد زنبور عسل دارد ؛ قطعا در مورد حضرت مریم درست نیست. ارتباط با فرشتگان، ارتباط با عظیم ترین فرشته ی الهی یعنی جبرئیل در مورد حضرت مریم مسلم هست و مریم در چهارچوب این قانون به این جا رسید.

بررسی سوره ی نمل و داستان بلقیس

آخرین نکته و داستانی که باید در آیات قرآن کریم مورد دقت قرار بگیرد، آیات سوره شریفه نمل هست.

در ارتباط با سوره نمل لازم است مقدمه ای را ابتدا عرض کنم. بعضی ها ممکن است فکر کنند که قرآن همه ی زنان بزرگی را که تصویر کرده و توانایی های آنها را به رسمیت شناخته، زنانی هستند در کنار انبیاء یا مرتبط با انبیاء؛ مرتبط به این معنا که یا مادرند یا خواهرند و یا همسر انبیاءاند. آیا زنانی که در قرآن توانایی هاشان بیان شده صرفا زنانی در ارتباط به انبیاء بوده اند؟

شما وقتی به داستان بسیار زیبای آسیه مراجعه می کنید، متوجه می شوید که اینگونه نیست. قرآن زنی را به بزرگی یاد کرده و کمالات او را به رخ مردان بزرگ تاریخ کشانده که این زن حتی ابتدا در مقابل پیغمبر خدا ایستاد؛ اما روح حقیقت خواهی اش او را از ایمان آورندگان قرار داد. حال در سوره ی نمل و داستان بلقیس نیز اینگونه است.

داستان بلقیس از این جا شروع می شود که وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لاَ أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ کَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ‌ ﴿النمل‏، ۲۰﴾ حضرت سلیمان دنبال یکی از پرندگانش می گشت و هدهد را ندید. و فرمود من هدهد را نمی بینم! کجاست؟ پیغمبر بزرگ خدا حضرت سلیمان به اعجاز با حیوانات در ارتباط بود[۲]. فَمَکَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَالَ أَحَطْتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُکَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ‌

﴿النمل‏، ۲۲﴾ هدهد آمد عرض کرد جناب سلیمان من از قوم سبا برای تو اخبار یقینی آورده ام. إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ کُلِّ شَيْ‌ءٍ وَ لَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ‌ ﴿النمل‏، ۲۳﴾ من زنی را دیدم که پادشاه این قوم بود، زنی را دیدم که “تَمْلِکُهُمْ” پادشاه اینها بود این زن “اوتیت من کل شیء” خدا همه کمالات را به او داده بود. ـ خیلی عجیب است؛ اگر کسی برود در فضای تاریخی نزول قرآن و به این داستان ها توجه کند، به جایگاهی که قرآن برای زن قائل شده است بیشتر واقف می شود، این آیات در فضایی نازل شده که عرب جاهلی می گفت ” نعم الختن القبر ” بهترین داماد من قبر است. از داشتن دختر ننگش می شد . ویل دورانت از ایرانی ها هم همین را نقل می کند. که معتقد بودند زنان در عادت ماهانه شیطان زده اند و ممنوع الملاقات هستند. وضع بسیار اسفباری در آن زمان بود. اما قرآن را ببینید چگونه تصویر می کند. ـ قرآن داستان را از این جا شروع می کند که من زنی دیدم که “اوتیت من کل شیء” خدا همه چیز به او داده و “لها عرش عظیم” و تخت پادشاهی بزرگ دارد.- البته این ها چون پیغمبر نداشتند، از نظر هدایت الهی، هدایت نشده بودند. اما از کمالات ظاهری و دستگاه حکومتی خوبی برخوردار بودند.- جناب سلیمان به هدهد اشاره کرد که قَالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْکَاذِبِينَ‌ ﴿النمل‏، ۲۷﴾ بررسی می کنیم که راست گفتی یا دروغ گفتی! اذْهَبْ بِکِتَابِي هٰذَا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ مَا ذَا يَرْجِعُونَ‌ ﴿النمل‏، ۲۸﴾ برو این نامه ی من را به این خانم برسان.

إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمَانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ‌ ﴿النمل‏، ۳۰﴾ أَلاَّ تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ‌ ﴿النمل‏، ۳۱﴾

سلیمان نوشته بود: به نام خداوند بخشنده مهربان. خانم بلقیس، خیلی خودتان را بالا نگیرید، ایمان بیاورید و به سمت من بیایید و تسلیم شوید.

این خانم از اصلی در حکومت استفاده می کرد به نام شوری. ببینید قرآن به چه زیبایی به بیان مسائل حکومتی می پردازد و اصل شوری را از زبان یک زن بیان می کند. زنی که خیلی از ادیان و مکاتب، برای او توانایی مدیریتی قائل نیستند.

نامه سلیمان که به خانم بلقیس رسید .گفت يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي مَا کُنْتُ قَاطِعَةً أَمْراً حَتَّى تَشْهَدُونِ‌ ﴿النمل‏، ۳۲﴾ ای بزرگان بیاید نظر دهید، فتوا دهید، شما می دانید “ما کنت قاطعه” من تصمیم قطعی نمی گیرم “حتی تشهدون” تا اینکه شما حاضر شوید. من در نظام حکومتی از اصل شوری استفاده می کنم، تصمیم قطعی نمی گیرم تا اینکه شما بیایید و مشورت کنیم. ببینید قرآن چگونه از زبان یک زن در شرایط استبداد ساسانی، تحقیر زن در امپراطوری روم شرقی، ننگ بودن وجود دختر در عربستان، اصول حکومتی را بیان می کند.

قرآن می گوید “ما کنت قاطعتا امرا حتی تشهدون” بعد قرآن به صورت خیلی جالبی بعضی مرد های تاریخ را تحقیر می کند. قَالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ وَ الْأَمْرُ إِلَيْکِ فَانْظُرِي مَا ذَا تَأْمُرِينَ‌ ﴿النمل‏، ۳۳﴾ این آقایان و مشاوران گفتند خانم! ما زورمان زیاد است، می رویم با سلیمان می جنگیم. “نحن اولوا قوه و اولوا بعث شدید” زورمان زیاد است و می توانیم به سلیمان ضربه بزنیم، نظر ما این است که با سلیمان بجنگیم. مردها را ببینید. اما بلقیس نظریه مردها را نقد کرد قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَ کَذٰلِکَ يَفْعَلُونَ‌ ﴿النمل‏، ۳۴﴾ بلقیس گفت نه آقا جنگ برای چی؟ چرا بجنگیم؟ آیا تدبیر حکومتی این خانم و رأی حکومتی این خانم بهتر نیست؟

اشاره ای به شورای اسلامی و تفاوت آن با دموکراسی غربی در داستان بلقیس

به این می گویند شورای اسلامی. شورای غربی یعنی اکثریت و لو باطل باشد. اما قرآن از زبان بلقیس می گوید شورا باشد، اما نه به هر قیمتی.اینگونه نباشد که اگر اکثریت یک حرف غلطی زدند، اقلیت هم بگویند چشم! این شورا و این سیستم را دقت کنید. از زبان یک زن. بلقیس گفت جنگ برای چه؟ درست است که شوری گرفته ایم اما جنگ نظر خوبی نیست. بعد دلیل می آورد که ” إِنَّ الْمُلُوکَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَ کَذٰلِکَ يَفْعَلُونَ‌” چرا بجنگیم؟

مرد ها گفتند چه کار کنیم خانم؟ بلقیس گفت می خواهم سلیمان را امتحان کنم. وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَنَاظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ‌ ﴿النمل‏، ۳۵﴾ من هدیه ای برای سلیمان می فرستم تا ببینم این فرستاده شده های من با چه برمی گردند.

خلاصه خانم بلقیس هدیه را فرستاد و ادامه اش را مراجعه کنید به قرآن و داستان ها. به بحث ما هم خیلی مربوط نیست. سلیمان هم فرستاد و تخت بلقیس را آوردند و یک نامه محکم تری به بلقیس فرستاد، که من با جنودی می آیم که این جنود قابل شمارش نیستند. من مرد خدا هستم. مگر می خواهم بیایم کشورگشایی کنم که شما پول می دهید تا من رضایت بدهم؟ من برای هدایت شما آمده ام. بلقیس هم آمد و دید که بله، سلیمان مرد خداست و صاحب یک امپراطوری بزرگ است. آخرش هم گفت پروردگارا “ظلمت نفسی واسلمت مع سلیمان” اشتباه کردم، ایمان آوردم.

به راستی اگر ما در طول تاریخ، در امپراطوری های بزرگ، چهار امپراطور مثل این خانم داشتیم که حق جو و حق خواه بودند و جلوی خونریزی را با تدبیر بگیرند وضع و مسیر تاریخ به گونه ی دیگری می شد.

سؤال بنده این است که آیا کسی می تواند قرآن را تحقیر کند؟ و بگوید که زن را نادیده گرفته است؟ قدرت زن را، مدیریت زن را، جایگاه اجتماعی زن را، تصویر نکرده است؟

پاسخ روشن است. زنی که روبروی سلیمان هست ـ این که دیگر حضرت مریم نیست، این که دیگر مادر حضرت موسی نیست که منتسب یه انبیاء باشد ـ قرآن کمالات زنی را می گوید که رو به روی سلیمان قرار دارد. قرآن تدبیرش را، توانایی هایش را، عقلش را تحسین می کند.

این منطق قرآن است. قرآن تصویری از کمالات زنان در مدارهای مختلف و فرازهای مختلف تاریخ انبیا را ارائه کرده، چه زنان دستگاه فرعون، چه زن مقابل سلیمان، چه زنان کنار انبیاء. در تمام این تصویرها عدالت رعایت شده است. عدالت یعنی قانون ایمان و عمل صالح. این قانون در هر جا رعایت شود، زن و مرد کنار هم هستند و تفاوتی میانشان نیست.

ان شاء الله مروری هم بر تاریخ اسلام خواهیم داشت و با این تحلیل ها ممکن است ۴، ۵ تا از شبهات جهان بینی که در جلسه اول مطرح کردیم، پاسخ پیدا کنند. باقی می ماند شبهات ایدئولوژی که عرض کردم که مجالی دیگری را میطلبد. و صلی الله علی محمد و ال محمد اللهم صل علی محمد و آل محمد

[۱] . البته باید بحث شود این عالمین در قرآن به چه معناست. بعداً عرض می کنیم که حضرت مریم بر زنان عالم برگزیده شد ولی فاطمه زهرا الگوی امام زمان قرار گرفت، امام زمان فرمود في إبنَةِ رسُولِ اللهِ (ص) لِي أسوَهٌ حَسَنَهٌ )بحار الانوار، ج۵۳، ص۱۷۸، باب۳۱) و این یک مقام ویژه ای است. وقتی بحث حضرت زهرا را کردیم اشاره خواهم کرد.

[۲] خلاصه ی آیات را عرض می کنم که برسیم، حتما حداقل به ترجمه روان آیات مراجعه کنید، آیات ۱۹ به بعد سوره نمل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *