زن در آیینه اسلام – جلسه هفتم

 

فهرست

جمع بندی مباحث گذشته. ۱

جایگاه اجتماعی زن. ۲

پاسخ برخی از شبهات وارده به ایدئولوژی و احکام اسلامی.. ۴

مسئله حجاب زن. ۵

نفقه دادن به زن. ۷

پاسخ اجمالی به مسئله تعدد زوجات… ۸

فلسفه برخی احکام اسلام پیرامون ازدواج زن. ۹

نقد نگاه غرب به فعالیت اجتماعی زنان. ۱۱

دیه و ارث زن. ۱۳

 

 

 

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا و نبینا ابالقاسم محمد.

جمع بندی مباحث گذشته

بحث ما به جایی رسید که می توان به این سوالات پاسخ داد :

جایگاه زن در سیر الی الله چیست؟

قانون ثابت و قانون متغیر در مسیر حرکت انسان ها به سوی کمال را تعیین کنید؟( که بر اساس قانون مداری و منزلی باید پاسخ دهید.)

آیا قوانین اسلام با زمان انطباق دارد؟ چگونه قوانین ۱۴۰۰ سال قبل با امروز منطبق می شود؟

پاسخ دادیم که قوانین مداری به دلیل آنکه مربوط به مسیر حرکت انسان است، تابع تکامل و تغیر زمان نیستند، بلکه فقط مصادیق آنها در منازلِ مختلف، متغیرند. و گفتیم در اسلام دو دسته قانون داریم. ۱- قانون مداری که قانونی ثابت است و مشمول تغییرات زمان نمی شود. ۲- قانون منزلی که متغیر است. این قانون منزلی تابع قانون مداری است. مثال زدیم و گفتیم کنترل موالید یا کثرت اولاد این مال دو منزل و دو مقطع است. اما در مورد قانون ثابت و مداری مثال زدیم که اعدو لهم مستطعتم من قوه است.

همچنین نقش زمان و مکان در اجتهاد را بررسی کردیم. و گفتیم باید بر اساس قانون مداری را از قانون منزلی، نقش زمان و مکان را در اجتهاد مشخص کرد. آقای مطهری مثال دیگری زده است که “لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل” معامله ی بیهوده از نظر اسلام باطل است. یک زمانی اگر ما می خواستیم برویم جنازه مرده بخریم، اشکال داشت این باطل بود اما امروزه اگر برای کالبدشکافی و توسعه علم خرید جنازه مرده ای لازم است، این معامله صحیح است.معامله جنازه انسان در گذشته، جائز نبوده است،اما الآن صحیح است. این می شود قانونِ منزلی که بر اساس زمان یا مکان متغیر است. اما در مقابل قانون لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل قانونِ مداری است و همیشه ثابت است.

جایگاه اجتماعی زن

سؤال دیگری که پاسخ دادیم ؛ جایگاه زن در کار اجتماعی و حضور در اجتماع بود.

که این مسئله را بر اساس قانونِ مداری ایمان و عمل صالح پاسخ دادیم. بعضی وقت ها این قانون مداری، اقتضا می کند که حضرت فاطمه زهرا(س) در خانه بماند؛ چون قرار است امیرالمؤمنین(ع) در جهاد مستمر دوران پیغمبر(ص) شرکت کند. اما در زمان دیگر، اقتضا می کند، امیرالمؤمنین در خانه بماند و حضرت فاطمه زهرا در سخنرانی ها، مناظره ها و مقابله ها از امام وقت خودش دفاع کند. از نظر اسلام چیزی که مهم است، این است که قانون مداری، قانون ایمان و عمل صالح رعایت شود. دختران شعیب کار می کردند، حضرت خدیجه کار اجتماعی و اقتصادی می کرد و اینها را اسلام بر اساس قانون مداری تأیید کرده است. تشخیص مصادیق و موارد، تابعِ شرایط متغیر زمان است.

ارزش ذاتی زن و مرد در اسلام چگونه است؟

ارزش ذاتی زن و مرد نیز تابع ایمان و عمل صالح است. یکبار در یک منزلی، مرد ارزشمندتر است. مثل حضرت نوح و لوط. و یکبار در منزلی دیگر زن ارزشمندتر است. مثل حضرت مریم. و در منزلی هم زن و هم مرد، هر دو الگو و با ارزشند، چون هر دو از قانون مداری ایمان و عمل صالح استفاده کرده اند و هر دو به حیات طیب رسیدند.مانند حضرت زهرا و امیرالمومنین (علیهما السلام).

مسئله ی نبی نشدن زن هم بررسی شد. اینکه چرا زن نمی تواند نبی شود؟

بخاطر اختلاف در قوس نزول و پذیرفتن مسئولیت ها است نه اختلاف در قوس صعود و سیر صعودی به سمت خدا. مفصل بررسی شد که زنان با مردان در بالا رفتن و به اوج کمال رسیدن تفاوتی ندارند ولی در بازگشتن خیر . در رفتن به سوی خدا و به قول عرفا، فناء فی الله ، زن و مرد یکسان هستند. اما در برگشت و بقاء بالله و اینکه برگردند و مسئولیت هایی را به عهده بگیرند، اینگونه نیست و تفاوت دارند. تفاوتشان در این است که زن و مرد مکمل یکدیگر هستند. توانایی ها و استعداد های زن و مرد عین هم نیست. توضیح دادیم و گفتیم زن و مرد از نظر طبیعی با هم اختلافات زیادی دارند. این اختلافات طبیعی سبب می شود که در قبول مسئولیت ها زن و مرد با هم فرق کنند. اما اثر و نتیجه یکی است. لذا به تعبیر قشنگ مرحوم آقای مطهری گفتیم اسلام تشابه را رد می کند و می گوید تشابه ظلم است اما تساوی را قبول دارد. تساوی به این معنا که شما به مقدار استعداد و توانایی برای کسی تکلیف معین کنید. منتها؛ در نتیجه نباید فرقی وجود داشته باشد. زن ومرد در نتیجه ( که مسئله ی حیات طیبه و رسیدن به خداست) هیچ فرقی ندارند. به همین دلیل نه مردها حق اعتراض دارند و نه زن ها.

پاسخ برخی از شبهات وارده به ایدئولوژی و احکام اسلامی

شهید مطهری در مقدمه کتاب نظام حقوق زن نقل می کنند که مرد های اروپایی هم در بعضی مقاطع، اعتراض کردند که چرا شما به زنان بخشودگی مالیاتی می دهید؟ چرا زنان را از انجام بعضی از کارهای شاق معاف می کنید؟ اسلام می گوید باید معاف کنیم. چون در آفرینش ساختمان طبیعی بدن؛ زن برای انجام یک مأموریت هایی مانند مسئله بارداری و تولید مثل ، در نظر گرفته شده است که آن ساختمان در بدن مرد وجود ندارد. دوره ی ماهانه، دوره ی بارداری، دوره ی شیردهی، دوره های مختلف طبیعی بدن زن اقتضا می کند که ما در انجام ماموریت ها و مسئولیت ها تساوی را رعایت کنیم نه تشابه را.

این بحث ها را مفصل انجام دادیم و عرض شد اگر جامعه ای از این مسیر طبیعی و فطرت الهی و در واقع خلقت الهی منحرف شود و عدول کند هم جایگاه زن به خطر می افتد و هم جایگاه مرد.

مسئله حجاب زن

در جلسات گذشته این بحث را هم مطرح کردیم که اگر بحثی مثل پوشش مطرح است، اسلام پوشش را نه برای جلوگیری از آلودگی زن ـ چون ما برای زن چنین آلودگی را قبول نداریم ـ بلکه برای محدود کردن مردان به کانون خانه و خانواده قرار داده است. اسلام این را خصوصیات طبیعی بشر می داند. ویل دورانت می گوید آداب جفت جویی در حیوانات هم به همین نحو است. عقب نشینی برای دلبری از سوی ماده و تهاجم برای تصاحب از سوی نر.

اگر زن آن خاصیت ذاتی خود را ارزان در اختیار مردها قرار بدهد ضرر می کند. تعبیر ویل دورانت این است که دختران به خوبی می دانند و این را از مادرانشان یاد گرفته اند و آنها هم بدون اینکه معلمی داشته باشند، از نظام فطری خود آموخته اند ، که دست و دل بازی مایه ی تحقیر است. خیلی زیبا مرحوم آقای مطهری در فصول مختلف کتاب خود ، این را تبیین می کند؛ که ما اگر می گوییم در خواستگاری مرد به خواستگاری بیاید یعنی زن عقب نشینی کند. اگر می گوییم مرد مهریه بدهد، بخاطر بعد مادی مهریه نیست. در روایات داریم که مهر را از نظر مادی بالا نگیرید. اما مرد باید حداقل یک هدیه ای به زن بدهد. این در واقع همان ایجاد تعادل هست.

زنان از نظر روحی باید به گونه ای استغناء از مردها را به نمایش بگذارند؛ که مرد به آستانه زن دعوت شود. او را به یک سری تعهدات اساسی ، متعهد کند. مرد به آسانی این تعهدات را نمی دهد. اگر این پوشش و عقب نشینی صورت نگیرد، اگر دست و دل بازی صورت بگیرد مردها ازدواج را موکول می کنند به زمانی که دیگر فقط بچه نیاز دارند. این سیر، نظام را به هم می زند. ما معتقدیم عمده ی باید و نبایدهای اسلام در مسئله ایدئولوژی، با رعایت تفاوتهاست. تفاوتهایی که لازمه ی تکامل اجتماع است. و لازمه ی این است که زن مکمل مرد و مرد مکمل زن باشد. مرحوم آقای مطهری در بخش های بسیار مفصلی به تبیین این مسئله می پردازد.

از یک پروفسور روانشناس آمریکایی به نام ریک شروع می کند و خصوصیات زن و مرد را بررسی می کند. در یک بخشی از مطالب، خصوصیات مرد را می گوید و توضیح می دهد که برای مرد خسته کننده است ، دائما نزد زنی که دوستش دارد به سر برد. اما برای هیچ زنی، هیچ لذتی بالاتر از این نیست که همیشه در کنار مرد مورد علاقه اش باشد. مرد دلش می خواهد هر روز در همان حالت همیشگی باقی بماند. اما یک زن همیشه می خواهد موجود تازه ای باشد و هر صبح با قیافه ی تازه ای از بستر برخیزد.[۱] برای چه به نظر شما؟ برای آنکه این میل به زیبایی، زینت، آرامش بخش خانه ی مرد است.

نفقه دادن به زن

اسلام خیلی قشنگ تحلیل کرده است. به مرد می گوید تو نفقه که می دهی، نفقه را نه برای کارِ زن، بلکه برای حقِ زینت بخشی خانه خود می دهی. چون تو این زینت را در غیر خانه نداری. وقتی اصل پوشش و عقب نشینی در جامعه رعایت بشود. این حق زینت بخشی است که مرد باید آن را بپردازد. زن که اسب نیست. زن که وسیله کار در خانه نیست که فقط از او استفاده کرد. نه خیر! آن رابطه ی جنسی زن و مرد صرفا لازمه ی بقای خلقت هست.

ما نشان دادیم که در قرآن این رابطه زناشویی، شهوانی نیست. چرا نیست؟ توضیح دادیم که آدم و حوا اول رابطه زن و شوهری داشتند و بعد که از آن درخت ممنوعه خوردند؛ به تعبیر قرآن بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا ﴿الأعراف‏، ۲۲﴾ آن وقت بود شهوت مطرح شد. آن موقع میل به گناه مطرح شد. لذا این پیوند زناشویی ، یک پیوند خاصی است که فوق این مسأله جنسی است. این پیوند زناشویی یک رابطه ای است که باید سالم نگه داشته شود و این، به سود هر دو است. غیر از این رابطه، زن هیچ مسئولیت خاصی در خانه مرد ندارد. اما نفقه می گیرد. چون باید مزیّن باشد. اسلام معتقد است که اگر بار اقتصادی خانه ، بر دوش زن بیفتد،این میل به تجدد و زیبایی و زینت زن از بین می رود.

فرسودگی زن به شکل طبیعی در خلقت بیشتر از مرد است. چون دوران بارداری و شیردهی را به عهده دارد. لذا در آداب ازدواج گفته می شود معمولاً مردان باید زنانی را با فواصل سنی زیاد انتخاب کنند. چون از نظر طبیعی بعد از چند سال، پیری زودرس در زن بیشتر از مرد است. با این که کار نمی کند اما فشار طبیعی خلقت بر او بالاست. لذا قانون باید از او حمایت کند، نفقه اش داده شود، کاری هم نکند. او به زینت احتیاج دارد باید زینتش را مرد تأمین کند. و اگر کسی این قانون طبیعی را به هم زد، مرد زیر این بار نمی رود.

پاسخ اجمالی به مسئله تعدد زوجات

استاد مطهری در نظام حقوق زن در اسلام به خوبی این مطالب را بیان کرده است. در ادامه ی بیان تفاوت ها، پروفسور ريك می گوید بهترين جمله‏اى كه يك مرد مى‏تواند به زنى بگويد اصطلاح «عزيزم تو را دوست دارم» است. زيباترين جمله‏اى كه يك زن به مرد مورد علاقه‏اش مى‏گويد جمله «من به تو افتخار مى‏كنم» است.

اگر مردى در دوران زندگى‏اش با چندين معشوقه به سر برده باشد، به نظر زنان ديگر مردى جالب توجه مى‏آيد. مردها از زنى كه بيش از يك مرد در زندگى‏اش وجود داشته باشد بدشان مى‏آيد.

علتش هم همانی است که در خصوصیات روانی زن است. ان شاء الله در مجال دیگری، مسئله ی تعدد زوجات را باید بررسی کنیم. اسلام چرا تعدد زوجات را اجازه داده است؟ آیا تعدد زوجات در اسلام یک قانون عام هست؟ یا تعدد زوجات بر اساس امکان طبیعی بقاء نسل تعریف می شود؟ بعدا باید این را بحث کنیم ـ این بحث مفصلی دارد ـ که اگر مرد نازا بود، اسلام می گوید که زن حق دارد زندگی را، رابطه زناشویی را فسخ کند. چون حق تولید مثل و بقاء یک حق طبیعی است. اما اگر زن نازا بود؛ اسلام به مرد می گوید تو می توانی فسخ کنی و یا می توانی برای بقاء نسل، زن دیگری اختیار کنی. اما اگر فسخ کردی؛ آن زنِ نازا، می شود مشکل جامعه. یعنی اگر شما از حق طبیعی تعدد زوجات آنجا استفاده نکنید، کاری کردید که در واقع خدای ناکرده، یک عده از زنان که به هر دلیلی ، مشکلی طبیعی به نام نازایی پیدا کرده اند؛ زنان بی شوهر می شوند. این ها مشکل پیدا می کنند. برای آنکه این مشکل به وجود نیاید، اسلام این راه حل را ارائه داده که از نظر طبیعی این امکان در مرد هست ـ متقابلش البته برای زن این امکان نیست رابطه جنسی زن با دو مرد همزمان هم از نظر طبیعی مشکل دارد و هم از نظر روانی ـ همه این نکات، بر اساس اختلافات طبیعی تبیین شده و هیچ ربطی به ارزش ذاتی زن و مرد ندارد، لذا عمده ی این قوانین را در حمایت از حقوق زن وضع کرده اند.

فلسفه برخی احکام اسلام پیرامون ازدواج زن

بعضی از جملات اروپایی ها را به نقل از آقای مطهری عرض می کنم:

«مردها وقتى كه پير مى‏شوند احساس بدبختى مى‏كنند، چون تكيه گاه خود، يعنى كارشان را از دست مى‏دهند. زنهاى مسن احساس رضايت مى‏كنند، چون بهترين چيزها را از نظر خودشان دارا هستند: يك خانه و چندين نوه.

خوشبختى از نظر مردها به دست آوردن مقام و شخصيتى قابل احترام در ميان اجتماع است. خوشبختى براى يك زن يعنى به دست آوردن قلب يك مرد و نگاهدارى او براى تمام عمر.

يك مرد هميشه مى‏خواهد كه زن مورد علاقه‏اش را به دين و مليت خود درآورد.

براى يك زن همان قدر كه تغيير دادن نام خانوادگى‏اش بعد از ازدواج آسان است، عوض كردن دين و مليت نيز به خاطر مردى كه دوستش دارد آسان است.»[۲]

این پروفسور الآن این مطالب را می گوید در حالی که اسلام ۱۴ قرن جلوتر است. اسلام معتقد است نباید به اهل کتاب زن داد. اما می شود از اهل کتاب زن گرفت. چون زن دادن به اهل کتاب مستلزم تغییرِ دینِ زن هست. اما زن گرفتن از اهل کتاب مستلزم این است که زنی را به دین اسلام دعوت کرد. این جمله ای که پرفسور ریک به آن اشاره کرد که مهمترین جمله ی یک زن این است که مرد به او بگوید “من تو را دوست دارم” در اصل، فرمایش پیغمبر اکرم است. قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي‏ أُحِبُّكِ‏ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً.[۳] بر اساس همین جمله مسئله مشورت با پدر مطرح هست. (که در جلسه قبل هم به آن اشاره شد) اسلام می گوید مرد اسیر شهوت است و زن بنده ی محبت. و تا وقتی تجربه ی رابطه زناشویی پیدا نکرده؛ برای آنکه فریب بیانات محبت آمیز مردها را نخورد؛ ـ نه این که عقلش کم است بلکه صداقتش در این رابطه بالاست ـ باید با مردِ امینی مثل پدر مشورت کند. البته پدر حق تصمیم گیری ندارد. تصمیم با خود دختر هست. تصمیم با زن هست اما اسلام مشاوری امین در نظر گرفته تا فریب نخورید. مثال زدیم و گفتیم اگر یک زنی در سن ۱۸ سالگی خدای ناکرده ازدواج دومش را انجام می داد و ازدواج اول به هر دلیلی ـ مثلا فوت همسر ـ به هم خورد؛ اسلام می گوید برای او دیگر مشاوره لازم نیست. چون تجربه ی آن رابطه را پیدا کرده است. اما اگر زنی در سن ۳۰ سالگی اولین تجربه اش هست، اسلام می گوید برود مشورت کند. در حالی که آن زن ۱۸ ساله و این زن ۳۰ ساله است. هر دوی آنها می توانند بالاترین معامله های چند ده میلیارد تومانی را انجام دهند، هیچ اشکالی ندارد، عاقل و فهمیده هستند. کاردانند. اما در این رابطه ی خاصِ عاطفی با مردها در چهارچوب ازدواج، اسلام مشکل را در شخصیت مرد دیده لذا زن را دعوت به مشورت می کند.

بازگشت این احکام و قوانین ضمن احترام به توانایی های زن و مرد، به این است که اسلام می خواهد ضوابطی را رعایت کند که نظام خانواده محفوظ بماند، نظام اجتماع هم از توانایی زن بهره مند شود و هم از توانایی مرد.

نقد نگاه غرب به فعالیت اجتماعی زنان

ویل دورانت جمله خوبی دارد، – مرحوم آقای مطهری نقل می کنند- که اصلا در اروپا این حق آزادی کار برای زن از چه زمانی داده شد؟ ویل دورانت نشان داده که اولین بار کارخانه دارانِ مجلس عوام این کار را کردند. به خاطر اینکه زنان؛ کارگران ارزان تری بودند. ویل دورانت در صفحه ۱۵۵ تا ۱۵۹ لذات فلسفه می گوید که تا سال ۱۸۸۲ علی رغم انقلاب کبیر فرانسه ، حق آزادی کار برای زنان وجود نداشت. اما از آن سال به بعد به دلیل آنکه زنان کارگران ارزان تری بودند، کارخانه داران مجلس عوام نخستین قدم را برای آزادی مادربزرگان ما در سال ۱۸۸۲ برداشتند.

در اروپا، زن ،اولاً: به دلیل ارزان تر بودن او برای کار و ثانیاً: برای پرفروش کردن کالاهای کارخانه ها؛ با عنایت به زیبایی و توانایی طبیعی زن در این مسئله استفاده شد. هدف این بود. در صورتی که قرآن کریم، حق کار، حق مالکیت را ۱۴ قرن قبل به زن داده است. شما مراجعه کنید به سوره نساء آیه ۳۲ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ ﴿النساء، ۳۲﴾ قرآن حق کار و حق مالکیت زن را خیلی قبل تر از کارخانه داران مجلس عوام انگلیس به زنان داده است. زن می تواند کار کند و مالک شود اما نفقه نمی دهد. نفقه به عهده مرد است و زن در تأمین هزینه های زندگی، مسئولیت الزام آوری ندارد. البته اگر تفاهم باشد، خیلی خوب است. دید اسلام دید دیگری بود. درحالیکه غربی ها زن را مالک کردند برای ارزان تر بودن نیروی کارش. زن را کارگر کردند، اما زن بودن زن را خراب کردند.ابتدا زنان کارگر از بلند کردن وزنه های بالای ۲۵ پوند معاف بودند. اما آمدند گفتند اگر قرار است ما زن و مرد را یکسان ببینیم؛ چرا زنان معاف هستند؟ در واقع این ها یک دید تشابهی به مسئله زن و مرد داشتند. مرحوم آقای مطهری سؤال شان این است که اگر کسی برای کار، زن را دعوت کرد به دانشکده یا به مؤسسه یا به بیمارستان، و زن در طول روز یک عروسک آراسته در محیط کار بود و شب ها یک موجود عجیب و غریب در کنار شوهرش قرارگرفت، آیا این خانه دوام پیدا می کند؟ آیا این قانون پوشش و عقب نشینی، حس مجانی طلبی مردها را محدود به خانه نکرده است؟

این آزادی حق کار، زن را در شرایطی قرار داد که به شکار مردها برود. آیا چنین جامعه ای و چنین نظامی اینچنین به زن حق کار داده است؛ به زن شخصیت داده یا در واقع نظام خانواده را مضمحل و متلاشی کرده است؟ وقتی آمارها را بررسی می کنند، متوجه می شویم که آمار طلاق در جوامعی که گرایش غربی بر آن جوامع حاکم است بیشتر است. وقتی تامین مسائل اقتصادی خانه و خانواده به عهده ی مرد باشد، ثروت در اختیار مرد باشد، اما هزینه کننده ی این ثروت زن باشد.

دیه و ارث زن

وقتی اسلام در مسئله ی دیه و ارث می گوید دیه زن نصف مرد است ـ البته حق ثروت، ایجاد ثروت و اندوختن ثروت برای زن وجود دارد ـ اسلام بُعد اقتصادی خانه را در نظر گرفته است. اگر در مسئله دیه یا ارث اختلافی بین زن و مرد در مقدار آن وجود دارد، بخاط آن نگاه اقتصادی اسلام است و این اصلا به ارزش ذاتی زن و مرد برنمی گردد. البته این خودش بحث مفصلی دارد. در فروض ارث آیا همه جا سهم زن کمتر از مرد است؟ یا بعضی جاها زن و مرد مساوی اند، بعضی جاها زن بیشتر است. باید این را بحث کنیم. منتها نمی خواهم فعلا وارد جزئیات شوم، می خواهم عرض کنم آنها دیه را اینگونه تحلیل کردند و گفتند چون زن ناقص است نسبت به مرد، پس دیه اش نیز نصف دیه ی مرد است. نخیر مسئله این نیست. یک شوهری وقتی از خانه ای رفت، چون ثقل اقتصادی خانه از بین می رود، این دیه ، بعنوان تامین وجبران بخشی از مسائل اقتصادی خانه که به دوش مرد بوده ، کامل است، اما نسبت به زن؛ وقتی که یک زنی از خانه ای رفت، فشار اقتصادی به مرد نمی آید. لذا از این دید دیه ی زن، نصف مرد است. ارزش ها یکسان هستند، تعالی یکی است، جایگاه ها یکی است. باید زاویه دید را به شکل کلی اصلاح بکنیم تا بعد وارد ریز کار بشویم. لذا ما با این جمع بندی کلی از تاریخ انبیاء و از تاریخ ائمه، به یک شمای کلی از جایگاه زن در جهان بینی اسلامی رسیدیم. و به کمک آن می توان ایدئولوژی اسلامی و باید ها و نباید ها را به درستی درک کرد.

 

در اینجا پایان رسمی بحث را اعلام می کنیم یک صلوات ختم بفرمایید.

 

[۱] مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏۱۹، ص: ۱۸۱

[۲] مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏۱۹، ص: ۱۸۱

[۳] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج‏۵ ؛ ص۵۶۹

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *