ضرورت تمسک به اندیشه های امام خمینی(ره)

آنچه می خوانید سلسله جلسات سخنرانی آیت الله فرحانی است که در محرم ۱۳۸۸ در مسجد حضرت فاطمه الزهرا(س) شهر اهواز ایراد شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا و نبینا العبد المؤید و رسول المسدد المصطفی الامجد ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین لاسیما مولانا و سیدنا أبا عبدالله الحسین صلوات الله و سلامه علیه و لعنة الله علی ظالمیهم و قاتلیهم الی قیام یوم الدین

مقدمه اول

ماموریت شیعیان حسین بن علی

شب هفتم محرم است، خدا را شاکریم که بار دیگر در این ایام عزاداری توفیق خدمتگذاری به اباعبدالله الحسین علیه السلام را در مسجد مادرش فاطمه زهرا سلام الله علیها پیدا کردیم.

در ایام سوگواری سیدالشهدا علیه السلام چند مسئله و مأموریت متوجه شیعیان حسین بن علی است.

مأموریت اول:

مأموریت اول تقویت رابطه ما با خداست. مجلس امام حسین یکی از مسائل بسیار مهمش این است که رابطه ما را با خدا تقویت کند. مخصوصا شب های پایانی دهه اول باید جلسات عزای حسین بن علی علیه السلام جلسات توبه باشد. جلسات یاد خدا باشد جلسات آشتی با خدا باشد.ایمان به خدا و عشق به خدا و رابطه با خدا در جلسات امام حسین علیه السلام باید تقویت بشود . امام حسین علیه السلام همه این ملالت ها را کشیده است که شیعیانش تا روز قیامت از این جلسات عزای ایشان ارتباط با خدا را به دست بیاورند. ما وظیفه داریم این نکته را به خودمان تذکر بدهیم. به هیئتی هایمان تذکر بدهیم که آقا ! سینه می زنید، بسیار خوب است. روضه می خوانید، بسیار خوب است. منبر می روید، بسیار خوب است. اما در مجموع باید رابطه با خدا زیاد شود. بعد از این جلسات باید احساس شود که حالت معنوی و ارتباط با خدا در انسان بیشتر شده است.پایان این دهه اول محرم اگر کسی احساس نکند که رابطه اش با خدا قوی شده ؛ مطمئناً ضرر کرده است. به قول بزرگان ، تحریف معنوی است که ما در جلسه امام حسین شرکت کنیم و فکر کنیم اگر هم عشق به خدا در ما بیشتر نشود امام حسین مشکلات ما را حل می کند، خیر، این طور نیست ،حسین بن علی علیه السلام آمده است که این حالت تولی در ما زیاد شود. علامتش هم این است که در این دهه انسان باید نماز را بهتر بخواند. باید علاقه ای برای سجده به خدا داشته باشد. باید گناهانش را خیلی کم بکند یا اصلاً از بین ببرد. اینها باید آثار جلسه امام حسین علیه السلام باشد. پس اولین مسئله ما در این ایام، تقویت ارتباط و ایمان به خداست.

ماموریت دوم :

دومین نکته ای که باید در جلسات امام حسین علیه السلام وجود داشته باشد. مسئله بیشتر شدن محبت ما به اهل بیت است.

محبت غیر از مسئله معرفت است،ما امسال توفیق پیدا کردیم در دیدار رهبرمعظم انقلاب با مبلغین ،حضور پیدا کنیم ، آقا در مورد آیه شریفه لا أَسئَلُكُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربی[۱] خیلی زیبا فرمودند : معرفت یک چیز است،مودت و محبت چیز دیگری است. کسی که در جلسه امام حسین علیه السلام شرکت کند، گریه کند ،روضه بخواند، سینه بزند، اینها محبتش را زیاد می کند.

مسجد سیاه پوش ،عزا برپا، زانوی غم در بغل بگیرد، بنشیند گریه کند، روضه شهدای عاشورا را با عشق گوش کند، این خیلی مهم است.

پس مسئله تقویت محبت به اهل بیت امر مهمی است و این غیر از معرفت به اهل بیت است. دستگاه امام حسین (ع) به گونه ای است که عاطفه ما را به اهل بیت و به حسین بن علی علیه السلام پیوند میزند.

ماموریت سوم:

ماموریت سوم که ما باید در جلسات امام حسین تعقیب بکنیم و به عنوان یک رسالت و مسئولیت بزرگ به دست بیاوریم ، معرفت و بصیرت به اهل بیت است. باید بصیرت پیدا کنیم . اگر در جلسات امام حسین علیه السلام بصیرت ما به حسین بن علی ، بصیرت ما به دشمنان امام حسین بالا نرود ، بصیرت ما نسبت به صدر اسلام بالا نرود: یعنی نفهمیم چرا یک عده با امام حسین دشمن شدند، منبر امام حسین رسالت خودش رو انجام نداده است.

ایمان به خدا یک بعد است. محبت و عاطفه به حسین علیه السلام یک بعد است و بصیرت به اهل بیت علیهم السلام نیز بعد سوم این جلسات است.صلواتی ختم بفرمائید.

شباهت انقلاب ایران با انقلاب صدر اسلام

در زیارت عاشورا می خوانیم السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره و الوترالموتور، حسین تو خون خدا و پسر خون خدایی . در بین ائمه علیهم السلام، ۳ امام هستند که ارتباط عجیبی با هم دارند و بصیرت به این سه بزرگوار خیلی مهم است. ۱- امیر المؤمنین علیه السلام ۲- حسین بن علی علیه السلام ۳- امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف . ما باید در این مجالس نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام و نسبت به حسین بن علی علیه السلام بصیرت پیدا کنیم ،شناخت پیدا کنیم. اگر این جلسات امام حسین این بصیرت را در ما به وجود آورد بسیاری از مسائل ما حل میشود. مقام معظم رهبری چند بار در سال های مختلف این مطلب را به عنوان یک وظیفه بسیار مهم تبیین کردند. یکسال -در خلال جلسه با دانشجوها- فرمودند: انقلاب صدر اسلام در دوره جهاد اکبر منحرف شد و حتی عدل علی بن ابیطالب و زهد علی بن ابیطالب نتوانست مانع انحراف این انقلاب شود.

این خیلی حرف مهمی است، انقلاب نبی اکرم انقلاب صدر اسلام است . مدیر انقلاب پیغمبر اکرم وجود مقدس ختمی مرتبت آقا محمد بن عبدالله(اللهم صل علی محمد و آل محمد) است . اول شخص عالم امکان ، بزرگ مخلوق خدا، مدیریت کرد. چه کسانی اصحاب بودند؟ علی بن ابیطالب ، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد، عجیب است! انقلاب صدر اسلام که ۲۳ سال پیغمبر خون جگر خورد منحرف شد.

}مقام معظم رهبری}یک بار دیگر این طور فرمودند : بروید ببینید چه شده که ۵۰ سال بعد از رحلت رسول اکرم آقا اباعبدالله در عراق بین شیعیانش ، با خانواده اش ، با همه بچه هایش، در بدترین شکل به شهادت رسید ؟

اگر کسی انقلاب بکند ۵۰ سال بعد برای عزیزترین کس او با خانواده اش این گونه جریان کربلا به وجود بیاید، خوب این شکست یک انقلاب است.

آقا خیلی عجیب فرمودند ، انقلاب صدر اسلام گرفتار شد ،در کدام دوره؟ فرمودند در دوره جهاد اکبر.

انقلاب صدر اسلام یک دوره جهاد اصغر داشت یک دوره جهاد اکبر. در دوره جهاد اصغر ، پیغمبر با یک عده قلیلی رفت مدینه و حکومت اسلامی را تشکیل داد. بعد هم جنگ بدر و جنگ احد و جنگ خندق و جنگهای مختلف عربستان در گرفت و مکه را فتح کرد. سپس تمدن خسروپرویزی و انوشیروانی ایران در مقابل حرکت اسلام فتح شد و بعد از آن ، بخش های زیادی از روم شرقی فتح شد. اسلام با یاران برجسته نبی اکرم توانستند تمدن های بزرگ روم، ایران و مصر را فتح کند و در مقابل غرب و شرق پیروز شد و ثروت زیادی به جامعه اسلامی آمد. پیغمبر از مدینه کوچک اداره کرد تا به این مساحت جغرافیایی رسید. در دوره جهاد اصغر اسلام مشکلی نداشت و پیروز شد و همه را شکست داد.

اما در دوره جهاد اکبر که دوره ای است که یاران پیغمبر باید درون جامعه و امت اسلامی را بسازند. ( جهاد اکبر جهاد درونی است .جهاد اصغر جهاد با دشمن بیرونی است.) در این جهاد؛ خلیفه اول آمد، بعد خلیفه دوم آمد، بعد عثمان آمد، مردم شورش کردند عثمان را کشتند ، بعد هم امیرالمؤمنین را به شهادت رساندند، سپس خلافت را از آقا امام حسن مجتبی ، گرفتند .یعنی پس از ۳۰ سال جامعه اسلامی به دست معاویه بن “ابی سفیان” افتاد. ببینید چه اتفاقی افتاده است! مقام معظم رهبری فرمودند، بروید ببینید چه شد؟ چه شد که جامعه اسلامی در صدر اسلام در دوره جهاد اکبر شکست خورد ؟حرکتی که پیغمبر اکرم آغاز کرده بود رسید به معاویه و یزید بن معاویه! که حضرت زینب(سلام الله علیها) خطاب به او فرمود یابن الطلقا، تو پسر کسی هستی؟ کسانی که تا فتح مکه ایمان نیاوردند و پیغمبر آنها را آزاد کرد و به آنها طلقا گفت، حالا حاکم شدند،در حکومت ۲۰ ساله معاویه سب علی واجب بود ، لعن علی واجب بود، یعنی اگر کسی علی را لعن نمی کرد و برمی گشت ، نمازش را قضا می کرد.

بعد هم این انقلاب کارش به شهادت ابی عبدالله رسید،این وضعیت یعنی منحی سقوط جامعه در دوره جهاد اکبر.

آقا بعد از دفاع مقدس در جلسه ای که ما به عنوان یکی ازاعضای نهاد رهبری در دانشگاه ها با ایشان داشتیم این مطلب را فرمود، خدا را شاهد می گیریم من خودم لرزیدم! تازه جنگ تمام شده بود، جهاد اصغر تمام شده بود، دوره جهاد اکبر برای ما شروع شده بود.

با خودم گفتم عجب! آدم باید متوجه شود،جنگ تمام شده، جنگ با صدام، جنگ با آمریکا، جنگ با غرب ،جنگ با شرق ،دوره جهاد اصغر تمام شده بود،اما دوره جهاد اکبر ،تازه شروع شده است،آقا فرمود در دوره جهاد اکبر، انقلاب صدر اسلام منحرف شد. در دوره جهاد اکبر یعنی در دوره درون سازی جامعه بعد از اینکه این نکته را بیان کردند.

چندین مرتبه مطالب دیگری گفتند که ما امیدوار شدیم. گفتند : ما امید داریم که با توجه به تجربه صدر اسلام بتوانیم این دوره را سالم بگذرانیم، در یک جای دیگری هم فرمودند: امید داریم با عبرت هایی که از عاشورا میگیریم، این دوره را سالم بگذرانیم. در جای دیگری هم فرمودند، امیدواریم با مبانی و اندیشه های امام خمینی(ره) بتوانیم از این دوره به سلامت عبور کنیم.

امسال هم ما توفیق پیدا کردیم که به همراه آیت الله مقتدایی در دیدار حضرت آقا با چهارهزار نفر از مبلغین شرکت کنیم؛ در آنجا هم فرمودند که ما باید بصیرت ایجاد کنیم ممکن است راه گم شود؛ بصیرت یعنی درست بفهمیم که چه شد که در دوره جهاد اکبر _به تعبیر حضرت امام (ره)_ اسرار خون و شهادت گم شده و ملاک ثروت و مقام شد، مال باد آورده و فساد مالی و فساد فکری و آلودگی ریشه دواند.

ببینیم هدف و اندیشه حضرت امام چه بوده است.

مقابله با انحراف در تمسک به اندیشه های امام خمینی است.

امام شخصیتی بود که بعد از دوره ائمه معصومین(ع) عالمی به بزرگی او نداشته ایم. عالمی به بزرگی او در عصر غیبت پیدا نکردیم. بیایید با توجه به اندیشه های امام بصیرت را ایجاد کنیم.

باید با این میراث بزرگ امام کار کنیم. انسان واقعا احساس خطر میکند. من این عکس شهدا را که در حیاط می بینم، بدنم میلرزد. من شهدای این منطقه را فراموش نمیکنم.بعضی از آنها از خودم اجازه گرفتند. امام جماعت اینجا بودم. گفت حاج آقا پدرم جبهه است . خودم هم بروم؟یادم نمی رود. همین پدر آقای اسکندری ، شهید بزرگوار که اینجا در حسینیه طالقانی نماز می خواند. این مسائل شوخی بردار نیست. خیلی مسئله جدی است.باید بصیرت ایجاد شود.باید صدر اسلام را با امام(ره) و میراث امام(ره) تحلیل کنیم تا یک بصیرت قوی به وجود بیاید. در غیر اینصورت کار خراب میشود. میراث امام هم کتاب های ایشان ، اندیشه و سخنرانی های ایشان هست. البته یک میراث انسانی هم دارد، امام را یک امام تربیت کرد که انشاءالله شرح خواهم داد،برای شما اول اندیشه های امام را یاد بگیریم.

امام قبل از رحلتش در آن سه چهار ماه آخر عمرشان، سه کار بزرگ انجام داد که غیر از ایشان هم کسی نمی توانست آن ها را انجام دهد. خیلی عجیب است . نشان می دهد که خود امام نیز به جریانات صدر اسلام توجه داشته است. آن سه کار عبارت بود از : ۱- عهدنامه را قبول کرد ۲- قانون اساسی را اصلاح کرد ۳- آقای منتظری را عزل کرد. در اصل قانون اساسی ، قید مرجعیت در مسئله ولایت فقیه وجود داشت و امام این قید را برداشت و از طرف دیگر ولایت فقیه را تبدیل به ولایت مطلقه فقیه کرد. چون اگر در قانون قید مرجعیت می بود، آقا نمیشد رهبر بشود.چون ایشان در آن زمان مرجع تقلید نبود.

چرایی این مسائل دقت می خواهد.امام خیلی دقیق و عجیب، این کارها را انجام داد و به تعبیر خودشان با دلی آرام و قلبی مطمئن از این دنیا رفت. حالا ما انشاءالله میراث امام را درباره سه مبحث ولایت ، ولایت فقیه و ولی فقیه بررسی می کنیم. حتما هم این نسل جوان ما باید حرف های امام را بخوانند و مباحثه کنند.اینها بصیرت می خواهد چون تا بصیرت به وجود نیاید، کار تمام نمیشود. در این مسیر هم کاری به افراد نداریم. ببینید آقا خیلی زیبا فرمود که ما نه در این طرف حسن مطلق داریم نه در آن طرف حسن مطلق داریم، هر طرف در نوع خود ضعف هایی دارد . اصل مسیر ،مبانی و ریشه ها مهم است.این مسیر و مبانیست که وضعیت افراد را مشخص می کند؛ اصل ولایت فقیه، اصل جمهوری اسلامی، اصل اندیشه امام ، همه چیز را مشخص می کند.

این یک کار مهمی است،که ما هم انشاءالله هر چقدر رسیدیم این مبانی توضیح می دهیم.

مهم این است که تحلیل شود،که واقعا چه طور شد امام، شاگردی را که سالیان سال تربیت کرده بود کنار بگذارد و قانون اساسی را هم اینگونه اصلاح کند.

باید با تذکری که آقا دادند این وقایع را با جریانات صدر اسلام تحلیل کنیم، من انشاءالله خواهم گفت: زبیر بخاطر پسرش بدبخت شد، امیرالمؤمنین وقتی در جنگ جمل با زبیر برخورد کرد در گوش او فرمود یادت هست پیغمبر گفت عاقبت با من می جنگی؟ زبیر گفت : بله، یادم آمد، معرکه را رها کرد و رفت.

زبیر کسی بود که خیلی طرفدار علی بود، حتی در آن شورای خلافت هم به علی رأی داد،پسرش او را بدبخت کرد، فساد در زندگیش آمد.

وقتی هم از از میدان جنگ رفت یکی دنبالش کرد و او را کشت،حتی امیرالمؤمنین هم به حال او گریه کرد.

یک مقدار باید امام و اندیشه امام را با تحلیل وقایع صدر اسلام بررسی کنیم تا مبنا و ملاک را به دست بیاوریم. باید بررسی کنیم که چه اتفاقی در زمان خلافت امیرالمؤمنین افتاد که در همان ابتدا جنگ جمل را بر علیه ایشان به راه انداختند و ۵ هزار نفر از یارانشان شهید شدند، کسانی مثل زید بن صوهان -که برادر همان صعصعة بن سوهان است-که از فرماندهان خوب امیرالمؤمنین بود در این جنگ شهید شدند.

کسی مثل عایشه که زن پیغمبر و در خانه پیغمبر بود، طلحه و زبیر را با خود همراه کرد و این جنگ جمل را به راه انداخت.

مجددا به فاصله خیلی کمی جنگ صفین را بر علیه امیرالمؤمنین به راه انداختند، آدم اگر دقت نکند به گناه و انحراف کشیده می شود.

همین خواجه ربیع که در مشهد است،در جنگ صفین شک کرد، دید نمی توانند بجنگند، با ۴۰۰ نفر رفتند پیش امیرالمؤمنین و گفتند نمی دانیم چه کسی حق است؟ ما را به سرحدّات اسلامی بفرست تا [با افراد قطعی الکفر] بجنگیم! اما اینجا نمی توانیم بجنگیم، به شک افتادند، خودش با ۴۰۰ نفر رفت ،خواجه ربیع عابد بود، از زهاد ثمانیه بود.

باید خیلی دقیق این صدر اسلام را تحلیل کنیم، در صفین خواجه ربیع می آید ۴۰۰ نفر را با خود می برد،عده ای دیگر مالک اشتر را در لحظات حساس جنگ بر می گردانند. بعد از صفین هم که خوارج ، جنگ نهروان را راه می اندازند وکار را برای امیرالمؤمنین اینگونه سخت و پیچیده می کنند.

این مسائل را باید جدی بگیریم، انسان احساس تکلیف شرعی می کند که بیاید این ها را توضیح بدهد،تا این ها مباحثه شود.

خدا با کسی عهد اخوت نبسته است، ممکن است کسی یک دفعه در وسط راه از مسیر اصلی انحراف پیدا کند،لذا حضرت آقا فرمودند اگر صدر اسلام را خوب یاد گرفتید و تحلیل کردید و عبرت های عاشورا و سیره امیرالمؤمنین را بررسی کردید، سپس با این اندیشه امام کار کردید، ممکن است نجات پیدا کنید.

امشب مقدمه را گفتیم، باید این تحلیل را شروع کنیم تا این بصیرتی که مدنظر است به دست بیاید وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ کَفَی‏ بِاللَّهِ حَسِیباً[۲] دیگر چاره ای هم نیست. باید از خدا حساب ببریم و هر کس هم که از این محور و مسیر ، بیرون است و انحراف دارد ، مشخص می شود، دیگر چه می شود کرد؟ باید انسان دینش را ادا بکند، در غیر این صورت انسان گرفتار می شود، باید مسائل را روشن کنیم، مخصوصا برای این نسل متدین و دلسوز ما واین مردم بزرگواری که عشق زیادی به اهل بیت، به حسین بن علی ،به امیرالمؤمنین ،به امام و به ولایت دارند.

الحمدالله خود حضرت آقا هم هدایت کرده است که این امت از گردنه ها عبور می کنند، ولی این باید قوی تر شود و این رسالت سنگین گردن همه ماست.

  1. شوری، ۲۳

[۲] . احزاب، ۳۹

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *