بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا العبد المؤید و رسول المسدد ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین لا سیما مولانا و مولی الکونین أبی عبد الله الحسین
قال الحسین علیه السلام: فَلَعَمْرِی مَا الْإِمَامُ إِلَّا الْحَاكِمُ بِالْكِتَابِ الْقَائِمُ بِالْقِسْطِ وَ الدَّائِنُ بِدِينِ اللَّهِ الْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَاتِ اللَّهِ وَ السَّلَام.
شب عاشورای حسینی است. امشب شب وجود مقدس ابا عبد الله صلوات الله علیه است. تا دیشب سخن از یاران اباعبدالله بود. سخن از همراهان امام حسین بود. البته همراهانی که حسینی شدند و صیرورت و تحولی در این افراد اتفاق افتاد که امشب ماندند و انتخاب کردند. دیشب هم عرض کردم تاسوعا برآمده از یک تحول است. تحول در انسان هایی که امام انتخاب کرد و دعوت کرد و آنها هم لبیک گفتند. حالا ان شاء الله نقش بی بی زینب کبری را در نماد تاسوعا فردا شب عرض می کنم. حضرت زینب سلام الله علیها دو گونه نقش دارد. یک نقش در تاسوعا دارد یک نقش در اربعین. این ها با هم فرق دارند. یک بار در محضر امام حسین نقش ایفا کرده، یک بار بعد از امام حسین حرکتی را سازمان دهی کرده است.لذا حضرت زینب را فقط در اربعین منحصر نکنید. نقش ایشان و زنان امام حسین در این حرکت از نیمۀ رجب یعنی از بیست و هفت رجب که حرکت امام حسین آغاز شد تا روز شهادت امام حسین نقش بسیار قابل توجهی است. حالا انشاءالله بعضی از نکاتش را فردا شب عرض خواهم کرد.
علی أی حال ما یک بحث داریم دربارۀ یاران و همراهانی که حسینی شدند و از این نردبان بالا رفتند. جذب شدند و به مقامات بسیار عجیبی رسیدند. یک بحث هم در مورد خود امام داریم. امام حسین نماد امامت است. این را باید جدا بررسی کنیم. من امشب در صدد نیستم همۀ ابعاد این مساله را عرض کنم. امشب می خواهم آن بحث جلسات گذشته را ادامه بدهم که در باب کسانی بود که معرفت به امام حسین و معرفت به قیام امام دارند. «فأسال الله الذی اکرمنی بمعرفتکم» این کرامت به معرفت و بعد از آن، عمل در باب معرفت به امام حسین را باید جدی گرفت.
مروری بر آنچه گفته شد
بحث ما به این جا رسید که حرکت سید الشهدا همانگونه که مرحوم شهید مطهری خیلی زیبا بیان کرد از یک «نه» آغاز شد.این «نه» ای که امام گفت از یک عدم اطاعت آغاز شد. از این خطاب فلا تطع الکافرین و المنافقین آغاز شد.
این حرکت امام حسین است که همانند امیر المؤمنین است. علی بن ابی طالب اصلا کوتاه نیامد. در شورای خلافت دستش را در دست عبد الرحمن بن عوف نگذاشت. عبدالرحمن به امیر المؤمنین گفت من با تو بیعت می کنم به شرط آن که به سنت شیخین عمل کنی؟علی فرمود: نه! این «نه» را امیر المؤمنین فرموده. سید الشهدا فرمود. «نه» به یک نفوذ! «نه» به یک مذاکره! دیشب عرض کردم مروان بن حَکَم بن ابی العاص که پدرش دشمن پیغمبر بود و به طائف تبعید شد. این مروان که داماد عثمان بود، متاسفانه در دستگاه خلافت نفوذ می کند و پول های کلانی می گیرد. این بعد از هلاکت معاویه می آید سراغ امام حسین و می گوید انی لک ناصح امین! خیلی عجیب است. مقاتل را ببینید. می گوید حسین من ناصح تو هستم. خیلی عجیب است. «انی لک ناصح امین اطعنی ترشد» اطاعتم کن! امام فرمود «نه» فلا تطع الکافرین. دقیقا این کلماتی که من عرض می کنم هم در مقتل مقرم و هم در مقتل ابی مخنف آمده است. این عبارت ها را بخوانید. اصرار می کرد که فانه خیر لک فی الدین و الدنیا؛ حسین خیر دین و دنیای تو در بیعت و زیر بار رفتن است. امام گفت «نه». خدا رحمت کند شهید مطهری را. ایشان در این تحلیل زیبایش از قیام امام حسین، این را گفته که ماهیت امام حسین جنس عملش از جنس تقوا است. یک «نه» است. دیشب مبنایش را در کلمات مقام معظم رهبری پیدا کردیم. امشب می خواهم یک مقدار این را برایتان توضیح بدهم. به قول ما طلبه ها، این بحث یک صغری و یک کبرایی دارد. مرحوم آقای مطهری صغری و مصداقش را به خوبی در قیام امام حسین نشان داده است. مقام معظم رهبری، این حکیم فرزانه که حقیقتا مطهری روزگار ماست؛ کبرای این بحث را تبیین کرده است. امشب این مسئله را یک مقدار توضیح می دهم. خیلی لازم است ما این گفتمان آقا را کار کنیم. ایشان حکیم است. مفسر است. فقیه جامع الشرایطی است که به همۀ فضاها اشراف دارد. لذا باید گفتمان ایشان را وارد بحث هایمان کنیم. خیلی مهم است.
تبیین و تفسیر مسئله « جهاد کبیر»
مقام معظم رهبری در بیاناتی که در دانشگاه افسری داشتند، یک باب زیبایی را تحت عنوان جهاد کبیر باز کردند. «فَلا تُطِعِ الكافِرينَ وَجاهِدهُم بِهِ جِهادًا كَبيرًا » می خواهم در ابتدا یک مقداری این کلمات آیه شریفه و اصطلاحات آن را توضیح بدهم. آقا تقسیم خیلی زیبایی دارند. در باب جهاد ما دو گونه تقسیم داریم. یک بار جهاد را تقسیم می کنیم به جهاد اکبر و اصغر. جهاد با دشمن بیرونی را می گوییم جهاد اصغر، جهاد با نفس را که دشمن درونی ما است می گوییم جهاد اکبر. به قول ما طلبه ها، در اینجا حیث تقسیم بندی، حیث درون و بیرون است.
اما جهاد را می شود به گونه ای دیگر هم تقسیم کرد. همان جهاد اصغر،که جهاد با دشمن بیرونی است ، به قتال یعنی جنگ نظامی و جهاد کبیر تقسیمش می کنیم. ایشان خیلی دقت خوبی دارند.یعنی تقسیم بندی اینگونه است، جهاد گاهی قتال است ، جنگ نظامی است. این جهاد اصغر در قالب جنگ نظامی و قتال است. «وَ قاتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يُقاتِلُونَکُمْ»، «فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ»، «قاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ وَ الْقُرْآنِ» بله! قتال در اسلام یک واقعیت است.این یک نوع جهاد اصغر است.
اما جهاد گاهی قتال نیست. مثل همین آیۀ «فَلا تُطِعِ الكافِرينَ وَجاهِدهُم بِهِ جِهادًا كَبيرًا »که آیۀ مکی است. به تعبیر زیبای مقام معظم رهبری، در مکه مؤمنین مأمور به قتال نبودند. قرار نبود با کسی جنگ نظامی داشته باشند. جنگ نظامی در مدینه در آیات سورۀ بدر است. «أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلونَ بِأَنَّهُم ظُلِموا وَإِنَّ اللَّهَ عَلى نَصرِهِم لَقَديرٌ» آن قتال مربوط به وضعیت مسلمانان در مدینه است. زمانیکه مؤمنین به مدینه رفتند و مستقر شدند، بحث جنگ نظامی پیش آمد. اما در مکه مسالۀ جنگ نظامی نبود. مساله ای پیش آمد که قتال نبود. قرآن در سورۀ فرقان آیۀ پنجاه و سوم اینگونه می فرماید: فَلا تُطِعِ الكافِرينَ. پیغمبر از کفار اطاعت نکن. وَجاهِدهُم بِهِ. در زبان عربی این ضمیر موجود در « بِهِ » مرجع می خواهد. مرجع یا لفظا یا حکما مذکور است. اگر لفظ آن ذکر نشده باشد، می تواند در حکم ذکر باشد و اشکالی ندارد.
مقام معظم رهبری در آن بیانات ضمیر در « بِهِ» را به تبع علامۀ طباطبایی و مرحوم طبرسی و بسیاری از مفسرین دیگر به «قرآن» زدند. جاهدهم به یعنی جاهدهم بوسیلۀ قرآن جهادا کبیرا. در مکه ، پیغمبر مأموریت داشت به این که بایستد. «نه» بگوید. اطاعت نکند. زیر بار کفار نرود. چگونه زیر بار نرود؟ با چه وسیله ای بایستد؟ به وسیلۀ قرآن. به وسیلۀ کتاب خدا. فلا تطع الکافرین و جاهدهم بوسیله این قرآن. بر این اساس، در اینجا به پیغمبر دستور می دهد که با این کتاب وحی و قرآنی که به تو می دهیم جهادا کبیرا. معلوم می شود این جهاد، جهادِ کبیر است نه جهادِ قتال.
آقا در ادامه جهت تبیین بیشتر، یک توسعۀ زیبایی به مسئله دادند. به اینکه اگر به سورۀ احزاب مراجعه کنید، در آن جا قرآن مسئله را روان تر و وسیع تر مطرح می کند. يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلا تُطِعِ الكافِرينَ وَالمُنافِقينَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليمًا حَكيمًا. ببینید چقدر مسئله دقیق و اساسی می شود. در این آیه، منافقین هم اضافه می شوند. در زمان حضور پیامبر در مکه فقط بحث کفار بود. جریان نفاق در مدینه شکل گرفت لذا در سوره احزاب که مدنی است می فرماید: وَلا تُطِعِ الكافِرينَ وَالمُنافِقينَ. زیر بار کافر نرو. زیر بار منافق نرو. اطاعت نکن.
حال اگر قرار است از آن ها اطاعت نشود، پس باید به دنبال چه بود؟ علامۀ طباطبایی « بِهِ » را به قرآن می زند. این معنا با قرائنی همچون آیه بعدی سوره أحزاب سازگار است. وَاتَّبِعْ مَا يُوحَي إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ. ای پیغمبر! «لا تُطِعِ الكافِرينَ» اما «وَاتَّبِعْ مَا يُوحَي إِلَيْكَ». تبعیت از وحی الهی وکتاب خدا بکن. این ما یوحی الیک جهاد کبیر را معلوم می کند. یعنی چه؟ یعنی پیغمبر دنبال برنامه های فرهنگی کفار نرو. تو کتاب داری برنامه داری . ای پیغمبر! دنبال تز اقتصادی غرب نرو. تو کتاب داری، وحی داری. ای پیغمبر! دنبال برنامۀ سیاسی آن ها نرو. تو قانون داری، کتاب داری.
بنابر این و با این تفاسیر، در آیه یک سوره احزاب می فرماید: وَلا تُطِعِ الكافِرينَ وَالمُنافِقينَ وقتی کفار برنامه دادند، منافقین برنامه دادند زیر بار نرو. إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليمًا حَكيمًا نگران هم نباش. خدا بر همه چیز اشراف دارد. پس مساله چیست؟ باید دنبال چه چیزی رفت؟ در ادامه و در آیه دوم سوره أحزاب می فرماید: وَاتَّبِعْ مَا يُوحَي إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً. خدا رحمت کند علامۀ طباطبایی را. این تعلیل های آیات بسیار زیباست. شرح این ها مقدور نیست. چون می خواهم همۀ این ها را در یک نصف جلسه بگویم و مقتل هم بخوانم. نمیرسم. اما کد می دهم که شما مراجعه کنید. إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً. به عمل شما علیم است به فعل شما خبیر است. حواسش به شما جمع است. بعد می فرماید تو دنبال برنامۀ خودت باش.یعنی برنامه های هنری، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و سیاسی را با وحی الهی و قرآن طراحی کن. دنبال آن ها نرو! تو چه کار به آن ها داری!
اگر می بینید امروز مقام معظم رهبری به دنبال اقتصاد مقاومتی است. کبرای آن این جاست.حد وسطش همین مسئله است. بحث انقلابی بودن کبرای آن این جاست. اینکه در دیدار با خبرگان گفتند باید انقلابی بماند. این انقلابی ماندن بر مدار همین جهاد کبیر و آیات قرآن است. یعنی لیز نخورید! نروید در میدان دشمن و برنامۀ آن ها را بگیرید.
نگران تنهایی هم نباشید. و توکل علی الله، توکل به خدا کنید، خدا رهایتان نمی کند. و کفی بالله وکیلا تو برنامۀ خدا را مبنا بگذار. توکل بکن. خدا حکیم است،علیم است، خبیر است. رهایت نمی کند.
واقعا خدا این مرد را حفظ کند. سخنان ایشان را ببیند. اینکه سال هاست می گویند علوم انسانی غربی کار ما را خراب می کند بر همین اساس است. یعنی بانکداری ما را خراب می کند، اقتصاد ما را خراب می کند، روان شناسی ما را خراب می کند، مسائل تربیتی ما را خراب می کند. ایشان با همین رویکرد طرح و برنامه دادند. متاسفانه خبری از مسئولین نشد. در واقع همان کاری که در اوایل مسیر انقلاب شهید بزرگوار آیت الله مطهری ، مقام معظم رهبری، شهید بهشتی و شاگردان برجسته امام شروع کردند ، عملا پیش نرفت.
حالا اگر مجال دیگر پیش آمد، این رویکرد آقا را با عبارات ایشان مفصلا توضیح میدهم.به اصل بحث برگردیم. بنابراین مقام معظم رهبری در آن بیانات دانشگاه افسری جهاد کبیر را به این صورت تبیین کردند.
در این جلسۀ خبرگان هم این بیان را تکمیل کردند. گفتند بهتر است این « بِهِ » را به مرجع لفظی بزنیم، نه مرجع حکمی. مرجع لفظی اش فلا تطع است. یعنی عدم اطاعت مرجع این ضمیر باشد. این جهاد یک حیث سلبی دارد که عدم اطاعت است و یک حیث ایجابی دارد که تبعیت از قرآن و وحی است. با این «عدم اطاعت» جهاد کبیر شکل می گیرد. جهادی وسیع در ابعاد مختلف.
جایگاه جهاد کبیر در منظومة ولایت
این فرمایش آقا است . حالا از گذشته خدا یک لطفی به ما کرد ، دأب ما در اهواز این بود که در جمع دوستان حوزه و مساجد، این فرمایشات آقا را بررسی می کردیم ، می خواندیم و بعد هم مآخذش را در می آوردیم. چون واقعا آقا در این جهت مظلوم است. یعنی یک کسانی این کار را برای امام خمینی کردند. خود ایشان برای آثار شهید مطهری دستور دادند . انجام شد. اما برای خودشان ما باید انجام بدهیم. ما از آن موقع منظومۀ ولایت را که آقا دارند و خیلی عالی است کار کردیم. من در همان جلسه خبرگان، دیدار که تمام شد، سر پایی محضر شریفشان عرض کردم: آقا جای این جهاد کبیر در آن منظومۀ ولایت کجاست؟ که دستور فرمودند که تأمل بکن. من که در این قضیه تأمل کردم، دیدم همینگونه است که ایشان می فرماید. یک نکتۀ زیبایی در این منظومۀ ولایت ذیل آیات سورۀ مائده به دست می آید که جایگاه جهاد کبیر هم در این منظومه به خوبی روشن می شود.
در منظومۀ ولایت که بحث از ولایت است، در سورۀ مائده، آیۀ ولایت می فرماید: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُون. حال قرآن، قبل از این آیۀ ولایت، یک مشکلی را در تاریخ تذکر می دهد به نام ارتداد.در آنجا می فرماید ریشۀ ارتداد این است که جهاد کبیر جدی گرفته نمی شود. خیلی عجیب است.
یعنی شما ریشۀ ارتداد را که بررسی می کنید می بینید این است که کسی زیر بار حرف مردم می رود و نمی ایستد. ریشۀ ارتداد این است که یک عده رفتند زیر بار سقیفه و زیر بار کتاب خدا نرفتند . ببین قرآن چقدر زیبا بیان کرده است. من این آیات را دقت کردم دیدم همان طور است که آقا فرموده است. سقیفه با پنج رأی ابوبکر را خلیفه کرد. بقیه مقابل این مسئله نایستادند. قرآن می فرماید بایستید. فلا تطع الکافرین و المنافقین.اینها نایستادند. قرآن ارتداد را اینگونه مطرح می کند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ» اگر از دینتان برگردید « فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ» خدا به زودی مردمانی را می آورد، این ها ولایتی اند. خصوصیتشان چگونه است؟ خدا را دوست دارند خدا هم دوستشان دارند. «أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» با همند، واحدند. «أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ» در مقابل کفار عزتمندند. زیر بار نمی روند. این می شود جهاد کبیر . چرا؟ «يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ » در راه خدا جهاد می کنند و در مقابل کفار با اتکاء به دین حق، محکم می ایستند. از حدود دین کوتاه نمی آیند ، از دین خدا بر نمی گردند.
پس اینگونه شد. «مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ» اگر از دین برگردید. فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ به مردمانی که جهاد کبیر دارند. فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ که يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ. عده ای می گویند بابا آمریکا است. اسرائیل است. بام دنیا است. ما اطلاعاتش را نداریم. سوادش را نداریم. عقب هستیم. دیدید آقا چگونه در مقابل اینها ایستادند و به تولید علم در زمینه های مختلف سرعت داد. و توکل علی الله. خودت را نباز. خدا می داند که اگر این مرد نمی ایستاد هرگز این اتفاق ها نمی افتاد. من به خیلی ها گفتم که ببینید حرکت رو به جلوی ما در جایی است که با آقا حرکت می کنیم. در هوا فضا آقا پیگیر است. در سلول بنیادی آقا پیگیر است. در هسته ای پیگیر است. کاری هم به دولت ها ندارد. دولت ها هم کمک می کنند.بعضی هایشان هم کم می گذارند. حالا به مقداری که همه همراهی می کنند. من مِن حیث المجموع عرض می کنم که ایشان ایستادگی کرده، «فلا تطع الکافرین» با توکل به خدا ، حرکت را مدیریت کرده تا به اینجا رسیده است. خدا بیامرزد امام را! می گفت من اطمینان دارم اسلام مستکبرین را به خاک ذلت خواهد کشید. آن زمانی هم که از این حرف ها می زد، هیچ چیز دستش نبود. در زمان جنگ تا بیخ گوشمان هم آمده بودند. این حرکت امام و آقا مصداق جهاد کبیر است. وقتی کسی با توکل به خدا می ایستد و برنامۀ دین را مبنا قرار می دهد و جامعه را حرکت می دهد یعنی جهاد کبیر می کند.
ریشه یابی مشکلات استان خوزستان
حالا چون دیگر یک مسئولیتی هم داریم یک مطلب هم بر این اساس بگویم. متأسفانه در این استان بیست سال از آقا عقب هستیم. چرا بخواهیم تعارف بکنیم. باید بپذیریم از آقا تخلف کرده ایم. هیچ کس هم خودش را تبرئه نکند. بیست سال پیش آقا به خوزستان آمده و نسخه داده است، ولی ما عمل نکرده ایم. اگر عمل کرده بودیم که این وضع ما نبود. من در روز قدس هم عرض کردم ما در مسائل خوزستان سر حرف های آقا بایستیم. آقا اشتغال را گفته، ما بایستیم و پیگیر شویم.در کشاورزی گفته، بایستیم. در منابع گفته، بایستیم. در اصلاح وضعیت مدیریتی طرح داده، بایستیم.
وقتی نمی ایستیم و آنگونه که باید پیگیری نمی کنیم، قطعا پسرفت می کنیم. این اشکال ماست. من یادم هست. آن زمان مدیر کل ارشاد بودم. در پی سفر رهبری و حل مشکلات کلان خوزستان، هیئت هایی از سوی آقا آمدند و یک مطالعۀ کلانی کردند. – اسناد بالادستی اش هنوز هست- آسیب شناسی کردند و بر اساس آن برنامه دادند. بیست سال است روی زمین مانده است. به بحث های سیاسی ربطی هم ندارد. از اسفند هفتاد و پنج که تا اسفند نود و پنج می شود بیست سال! پنج دولت هم روی کار آمده است. هشت سال دولت آقای خاتمی آمد. هشت سال دولت آقای احمدی نژد آمد. چهار هم دولت آقای روحانی آمد. در استان هیچ اتفاق قابل توجهی نیفتاده است. ما الآن هم محکم ایستاده ایم تا پیگیر این ضعف ها شویم. من در سالروز شکست حصر حمیدیه در نهم مهرماه، حمیدیه بودم. گفتم ببینید مردم فامیل ها و اقوامشان آن طرف آب هستند ولی خودشان این طرف هستند و به خاطر خدا ایستادند. در زمان جنگ هم هیچ خبری نبود نه امکاناتی بود و نه قدرتی داشتیم. آب را باز کردند و تانک های عراق را زمین گیر کردند. این مردم ولایتی اند. امامشان دست خالی فتوا داد. مردم جنگیدند و خون دادند. رهبرشان فتوا می دهد، می جنگند و خون می دهند. اما این من مسئول هستم که باید کار و برنامه های آقا را انجام بدهم. ما آن جایی که از ایشان عقب می مانیم مشکل داریم. لذا من در روز قدس در مصلای اهواز هم عرض کردم که قرآن در ابتدا می گوید جهاد کبیر یکی خصوصیات اصلی مردم ولایتمدار است و بعد از آن است که آیۀ ولایت را ابلاغ می کند. إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُون و بعد از آن ، قانون را می گوید: وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ. قرآن خیلی زیباست.
این یک قضیۀ شرطیه است. وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللّهَ شرط قضیه این است که آدم ولایت را بپذیرد. جهاد کبیر داشته باشد وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا حرف ولی خود را گوش کند. تحت ولایت رسول الله و امیرالمومنین باشد. اگر کسی اینگونه بود، جزایش این است که فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ. غلبه می کند . مشکل پیدا نمی کند. به اصطلاح، عکس نقیض آیه این است: اگر دیدید در یک جایی غلبه وجود ندارد، بدانید در ولایتتان گیر هستید. اگر در خوزستان بر مشکلاتمان غلبه نکردیم، پس معلوم است دنبال ولایت نرفتیم. آیه قرآن است. قرآن با کسی تعارف دارد!؟ در خوزستان به دنبال ولایت نرفته ایم. اصلا هم نباید آدم این حرف را ببرد این طرف و آن طرف و به آن جهت سیاسی بدهد.خیر! هیچ از این حرف ها نیست. حالا بحمدالله دارد تلاشی صورت می گیرد. استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله موسوی جزایری، این شش نماینده خبرگان را هم دعوت کرد و ما نشستیم و ایشان صحبت های خیلی خوبی کردند که یک نشست مشترکی را پیگیری کنیم و مطالبات رهبری را به یک جایی برسانیم. جواب خدا را باید بدهیم. برگردم به بحث خودم که جهاد کبیر در منظومۀ ولایت بود. فلا تطع الکافرین و المنافقین حواستان را بدهید زیر بار دشمن نروید و جاهدهم به جهادا کبیرا.
جایگاه جهاد کبیر در سیره سیدالشهداء
امام حسین سلام الله علیه جهاد کبیر را در همین روایتی که ابتدای جلسه خواندم، آورده است. امام حسین قیامش از همین جا شروع شد. مروان به ایشان گفت طبق برنامه من عمل کن.فرمود: نه، ابدا! وَ عَلَى الاِسْلامِ، السَّلامُ اِذْ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّهُ بِراع مِثْلَ یَزِیدَ، بعد امام حسین در این جا مطلبی را فرمودند که از آن روایت های نورانی و فوق العاده حضرت است. که اگر قرار است از سید الشهدا چیزی بفهمیم ، در همین روایت است. امام فرمودند فَلَعَمْرِی مَا الْإِمَامُ. به به! این روایت را امشب فقط ترجمه اش بکنم. توضیحش بماند برای فردا شب. مَا الْإِمَامُ امام کیست؟ إِلَّا الْحَاكِمُ بِالْكِتَابِ. امام کسی است که کتاب خدا مبنایش است. خیلی این منظومه زیباست. این کلام امام یعنی همان دستور قرآن که می گفت «اتق الله و اتبع ما یوحی الیک»
الْحَاكِمُ بِالْكِتَابِ الْقَائِمُ بِالْقِسْطِ. امام نمی تواند از مسیر عدالت خارج شود. امام این است: «اتبع ما یوحی الیک و لا تطع الکافرین و المنافقین» وَ الدَّائِنُ بِدِينِ اللَّهِ الْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَاتِ اللَّهِ. این دیگر توضیحش بماند برای فرادشب که مقتل امشبم از دست می رود. أباعبدالله خیلی زیبا در این روایت تکلیف این جهاد کبیر را معلوم کردند. می فرماید هر امام حقی اینگونه باید باشد: «الحاکم بالکتاب القائم بالقسط الدائن بدین الله» نمی تواند از این حد این طرف یا آن طرف برود. امام حسین می گوید این امام است. الْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَاتِ اللَّهِ. این تعبیر امامت را خیلی بالا می برد. اینکه ما می گوییم هیچ کسی را نمی شود با امام مقایسه کرد بر همین اساس است. اصلا اشتباه نکنید زینب به ذهنتان نیاید. با زین العابدین مقایسه کنید. عباس به ذهنتان نیاید. با امام سجاد مقایسه کنید. با امام حسن مقایسه کنید.
حالا فردا شب این را یک مقدار توضیح می دهم. خیلی جملات عجیبی است. امام را امام حسین تصویر کرده است. امام . الْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَاتِ اللَّهِ. نمی گوید امام نفسش را به رحمت خدا گره زده است. خیر! نه به رحمت خدا، نه به غضب خدا. عَلَى ذَاتِ اللَّهِ خیلی دقیق است. امام حسین در این روایت حقیقت خلافت و ولایت را نشان داده است. امام حلقۀ وصل ما سوی الله است. به به! تراز این روایت چقدر بالا است. استادمان آیت الله العظمی آقای جوادی می فرمودند تراز این روایت از حدیث سلسلة الذهب امام رضا هم بالاتر است. امام حسین اینجا مقام امام را خیلی عالی تبیین کرده است. انشاءالله من توضیح روایت را، تکملۀ توضیحش را و تطبیق آن بر مسئله جهاد کبیر و منظومۀ ولایت را فردا شب هم بیان خواهم کرد. امشب شب حسین است…..

