معنای حقیقی حیات انسان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ

شب شهادت جانگداز صدیقه طاهره، ام ابیها ، فاطمه زهرا سلام الله علیها است . شب حزن و ماتم و اندوه همه ارادتمندان اهل بیت و صاحب عزا آقا امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداست.

خدا را به عظمت زهرای اطهر قسم می دهم ذکر و توسل وعزاداری و عرض ادب را از بانی محترم ، همه حاضرین ، شرکت کنندگان ، خادمین و ارادتمندان حاضر در این جلسه به فضل و کرمش قبول بفرماید. متوسلین به این جلسه را شفای عاجل مرحمت بفرماید و رهبر عظیم الشان و خدمتگذاران حقیقی انقلاب را در پناه خودش حفظ بفرماید.

شب جمعه است. شب اول این جلسه، شب زیارت ابی عبدالله الحسین علیه السلام است.خداوند را به عظمت سیدالشهدا قسم می دهم که فرج فرزند این خانواده امام زمان (عج) را تعجیل هر چه بیشتر عنایت بفرماید . همه ما را جزو یاران و ارادتمندان و منتظران حقیقیش در آخرت محشور بفرماید و ما را از عنایات و توجهات و ادعیه خاصه اش در همه حال بهره مند بفرماید.

ما دو شب توفیق داریم خدمت شما سروران عزیز و مکرم در این جلسه نورانی بی بی فاطمه زهرا باشیم، من امشب یک مقدمه ای را می خواهم شروع بکنم و جهت گیری بحثم را بر فضائل ام ابیها بی بی فاطمه زهرا قرار بدهم. هدف من این است که بیشتر استفاده عملی باشد، البته در بین بحث ها نیز از معارف استفاده می کنیم ، اما گرایش مان در این دو شب بر استفاده عملی است.

قانون قرآن در مورد حیات انسان

یکی از نکات بسیار عجیب و دقیق قرآن کریم در مسئله بعثت انبیا و رسالت انبیا ، مسئله انسان است. در این آیه شریفه سوره انفال ، تعبیر بسیار نورانی و زیبایی را خداوند متعال اشاره می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ ای کسانی که ایمان آورده اید اجابت کنید خدا را و رسول خدا را وقتی که شما را دعوت می کند ، صدا می زند، می خواند” چرا شما را دعوت می کند ؟ چرا شما را می خواند؟ “تا شما را زنده کند.” لِمَا يُحْيِيكُمْ احیاکردن انسان ها و زنده کردن انسان ها از نظر قرآن، رسالت اصلی انبیای الهی است.لذا می فرماید استجیبو لله اجابت کنید خدا و پیغمبر خدا را تا زنده شوید. در منطق قرآن حیات در ممات ما، خوردن ما ، آشامیدن ما ، تناسل ، تشکیل زندگی، صاحب بچه شدن ، خانه دار شدن و اینها نیست . بسیاری از انسان ها هستند که ما آنها را زنده می دانیم، ولی قرآن می گوید که اینها مرده اند.انسان های بسیاری داریم که ما میگوییم شنوا هستند ولی قرآن میگوید کر هستند. انسانهایی داریم که ما میگوییم بینا هستند اما قرآن میگوید کورند. تا وقتی انسان به انبیای الهی اتصال پیدا نکند، زنده نمیشود. زنده شدن انسان در سایۀ اتصال او به انبیای الهی است. رسالت آنها زنده کردن است. مرده را زنده می کنند .کاملا معلوم است که اگر کسی با این جریان انبیاء اتصال برقرار نکند، زنده نیست.

خیلی عجیب است! قرآن در این آیه سوره انفال قبل از این آیه و بعد از این آیه خیلی دقیق مطلب را تمام کرده است. قبل از این آیه دارد که إنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ. وَلَوْ عَلِمَ اللّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ[۱] یک عده ای را داریم که فقط جنبنده اند. تعقل ندارند. کر هستند. کورند . لذا فتوای قرآن این است که برای خیلی ها در صحرای قیامت معلوم میشود که مرده بودند . خیلی ها این مطلب را در قیامت می فهمند. بعد از این آیه می فرماید يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ قرآن اینجا حرف اصلی خود را می زند. دقیق ترین آیه توحید بعد از این آیه آمده است. به تعبیر زیبای استاد بزرگوارمان آیت الله جوادی آملی در بین آیات قرآن ، در باب توحید از این آیه دقیق تر نداریم .بعد از این که می فرمایند اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ حرف اصلی را می زند: وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ[۲] بدانید خدا بین انسان و حقیقت خودش حائل است. يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ. این آیه از آیه أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ[۳] هم دقیق تر است.می فرماید: ای انسانها! تا به حقیقت توحید نرسید زنده نمی شوید باید زنده شوید و این زنده شدن رسالت انبیاست .

رحمت رحمانی و رحمت رحیمی

شب جمعه است .الان می خوانید : ” يَا دَائِمَ الْفَضْلِ عَلَى الْبَرِيَّةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالْعَطِيَّةِ ” خدا را می خوانیم به کسی که عطا میکند. این دو دست را به عطا باز کرده است.این در توضیح آیه ۲۸ سوره حدید است. (سوره حدید از سوره های امام زمانی و توحیدی قرآن است. خیلی ها مقیدند هر شب سوره حدید بخوانند.در آیه ۲۸ سوره حدید نیز میخوانیم : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ.) در این دعای شب جمعه می فرماید؛ خدا دو رحمت به شما میدهد. حضرت امام و علامه طباطبایی خیلی قشنگ تفسیر کردند.اینگونه معنی کردند که باسط الیدین بالعطیه (ای خدائی که دو دستت بر عطا  باز است) یک رحمت رحیمی و یک رحمت رحمانی دارد . یعنی از دو نوع رحمتش به شما میدهد.از نظر قرآن در شبهای توحید، خدا اینطور عمل می کند. دستش را باز می کند. عطیه میدهد. کفلین رحمت میدهد.

در آیه ۲۸ سوره حدید نیز همین را می فرماید:” وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ ” کسانی زنده اند که ایمان به خدا و ایمان به رسول بیاورد . در تقوا اتصال به رسول الهی پیدا کند. رحمت نازل می شود. اتصال درست میشود. قرآن میگوید خداوند متعال برای این کار انبیا را فرستاده است. که انسان به دو خصلت رحمت الهی وصل شود. باسط الیدین بالعطیه یعنی عطای الهی آن هم با دو دست خدا ! دعای شب جمعه کنایه ای از این رحمت است که اگر محقق شود اثر میکند.

از نظر قرآن کسانی زنده هستند که این اتصالات را دارند. اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ. اینها از عطایا که رحمت است و یدین بالعطیه است، خوب استفاده می کنند.

برادران! خواهران! به همین دلیل شب های جمعه شب های خاصی است. حال اگر شما دقت کنید ، متوجه می شوید که چرا میگویند شب جمعه در خانه امام حسین بروید. رحمت الهی کانال میخواهد.

شب های جمعه شب های هدیه دادن خداست. شبهای توحید است. انسان باید با دعاهای شبهای جمعه انس بگیرد. آدم با تانی و تامل بخواند.میگویند دعای عرفه را شب جمعه بخوان. عجب دعایی است! اللهم یا شاهد کل نجوا…   یک عده در این مسیری که قرآن تصویر کرده ، قرار گرفته اند. قرآن می گوید اینها استجیبو لله و للرسول هستند. اجابت کردند؛ حرکت کردند؛ این قانون الهی است. کسانی هم که در این مسیر قرار نگرفته اند مرده اند. بخورند ،بخوابند، صد تا نوه و نتیجه هم داشته باشند مرده اند.

چگونه حیات پیدا کنیم؟

حال که قانون رو یاد گرفتید، برگردیم سراغ بحث خودمان، ببینیم این قانون قرآن به کجا می رسد. می فرماید باید استجیبولله والرسول باشد یعنی اجابت کند خدا و پیغمبر خدا را. پیغمبر خدا دستورش چیست؟ دستورش رو داده : قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى[۴] پیغمبر میفرماید مودة فی القربی اجر رسالت ماست. اجر رسالت قرار بود زنده شدن ما باشد. چطور زنده شویم؟ فرموده الا الموده فی القربی . حالا سوال من این است که طبق این نظام، مودت به حسین(ع) مودت به زهرای اطهر(س) باید انسان را زنده کند. قانون این بود که خدا و پیغمبر ما را صدا می زنند که زنده شویم. توحیدی شویم.از طرف دیگر فرموده اجری که من از شما میخواهم، مودت با اهل بیت من است.پس در نتیجه این ارتباط و گرم گرفتن باید نتیجه اش توحید باشد.اما چرا در زندگی ما خبری از توحید نیست؟ من که سالهاست در جلسه عزای حسینم. من که سالهاست در مجالس فاطمیه ام. اشکال کار کجاست؟ کجای کار گرفتاری دارد؟ قانون که قانون است. قرآن که قرآن است. رابطه که رابطه است. چرا اثر نمی کند؟ کجای کار من ایراد دارد؟

اینجا من بهرمند هستم، از این بیان بسیار حکیمانه آیت اله جوادی . ما ۴-۵ سالی که از ایشان استفاده کردیم ، گاه و بی گاه گریزهایی تحلیلی داشتند. ایشان تحلیل بسیار زیبایی در ارتباط با مودت فی القربی و دینداری ما دارند. اگر این تحلیل را درباره مودت فی القربی دقت کنیم و این توشه را برداریم به جایی می رسیم. اگر هم برنداریم ، این طور میشود که ارتباط با اهل بیت داریم اما هنوز زنده نشده ایم. اگر ارتباط داشته باشیم و زنده نشویم گرفتار خواهیم شد. لذا من این تحلیل را امشب شروع می کنم تا از این تحلیل برسیم به فضائل بی بی حضرت زهرا (س) . تا برسیم به فضائل دینی.

تحلیل بسیار خوبی که این استاد بزرگوار ارائه می کنند و متخذ از روایات ما و از آیات ماست این است که برای درس گرفتن از اهل بیت سه کار باید بکنیم هر کدام را انجام ندهیم خطا کرده ایم. این سه کار ، هم روایت دارد هم آیه. هم سیره .

قدم اول؛ محبت و ارتباط با اهل بیت

۱٫قدم اول برای تحقق این امر، این است که من همانطور که ائمه خواسته اند ظاهر ارتباطم را با اهل بیت انجام بدهم. تعبیر و تکرار میکنم که ظاهر ارتباطم را با اهل بیت همانطور که ائمه خواستند! خدا بیامرزد آقا سیدمصطفی را؛ می فرمود امام خمینی ، زمانی که در نجف بود، مقید بود هر شب ساعت نه ، زیارت امیرالمومنین برود و روبروی ضریح بایستد و زیارت جامعه را بخواند. یک شب باران شدیدی می آمد. من گفتم به ایشان گفتم : شما الحمدلله فقیهید؛ عارفید؛ همه چی بلدید. این از کتاب هایتان، این از شاگردانتان. امیرالمومنین دور و نزدیک ندارد .حالا اصراری که نیست حتما حرم بروید. بایستید روبروی ضریح و دست ها را به سینه بزنید و زیارت بخوانید. از همین جا زیارت کنید. امام یک نگاهی به آقا مصطفی کردند بعد گفتند: آقا مصطفی ما را روشنفکر نکن.

ما یک خصوصیات وعرفیاتی داریم. این خلقیات و عرفیات ما ضامن بقای ارتباط ما با ائمه است. جلسه روضه، روضه گرفتن در منزل، گریه ، سینه زنی، احترام ، هیئت عزاداری. همه اینها ممکن است آفاتی داشته باشد. من فعلا با آفت های آن کار ندارم.

ما برای اینکه این مودت و گرم گرفتن با اهل بیت باید روضه گوش کنیم، برای اینکه مودت ما با اهل بیت بالا برود باید سینه بزنیم. باید زیارت حرم حضرت فاطمه معصومه (س) برویم . اصلا اگر تا مشهد نرویم و بالای سر نرویم و درمقابل حضرت رضا(ع) قرار نگیریم و صلوات حضرت رضا نخوانیم؛ گدایی نکرده ایم. چیزی گیرمان نمی آید. ما دو سه سال اولی که قم بودیم بعضی وقت ها میدانستیم آیت الله بهجت کی حرم تشریف می آورند. وقتی ایشان در آن حال میدیدیم، از حالت تضرع و گریه ایشان اطرافیان منقلب می شدند. باید برویم و التماس کنیم. در بعضی از روایات داریم که طلب کنید.خواسته هایتان را به زبان بیاورید. این را جدی بگیرید. همه آن هایی که به جایی رسیدند اول از هر کاری مودت و ارتباط را بالا بردند و همه آن هایی که منحرف شدند از بی توجهی به این محور مهم بوده است.لذا میبینید آقای مطهری می گوید من فیلسوفم ؛ ولی افتخارم این است که روضه خوان و گریه کن اهل بیت هستم.پس قدم اول در مودت و گرم گرفتن این است که این جریان عرفی ارتباط با اهل بیت را خیلی جدی بگیرید.

قدم دوم؛ معرفت و شناخت عمیق

قدم دوم برای اینکه این مودت زیاد شود، این است که گرمای اعمال ما، گرمای جلسه روضه ، باید همراه شود با مراتب معرفت. ببینید برادران! خواهران! عزیزان! باید مجالس پر حرارت روضه را با جلسات فهم عمیق دین همراه کنیم.باید روضه بخوانیم، اما باید یاد بگیریم که در جلسه امام حسین ، خود را در مقابل یک دانشگاه از سوالات، جواب ها و تهدیدها قرار دهم. کسی خدمت امام صادق(ع) رسید. سوال کرد: یابن رسول الله شما به پیغمبر میگید ابالقاسم. ابالقاسم یعنی چه ؟امام صادق فرمود پیغمبر یک پسری داشته است به نام قاسم لذا لقب ایشان ابالقاسم بود. گفت نه آقا بیشتر می خواهم بدانم؟ فرمود: می دانید ابالقاسم یعنی چه؟ علی بن ابیطالب قسیم الجنه و النار است.چون پیغمبر پدر معنوی امیرالمومنین است. لذا پیغمبر ابالقاسم است.آن شخص خوشش آمد .بلند شد رفت. راوی میگوید بعد از اینکه رفت ، امام صادق فرمود اگر بیشتر اصرار می کرد، پرده دیگری هم از تفسیر ابالقاسم به او نشان می دادم.

من برای آنکه با امام حسین ارتباط برقرار کنم باید علاوه بر حرارت و عزاداری ، معرفت را هم دنبال کنم. اگر معرفت من از سیدالشهدا همراه با عشق وعزای حسین (ع) شود اثر خود را میگذارد. اما اگر معرفت را از من بگیرند ، این حرارت عزاداری بخشی از کار را انجام می دهد و هدف را تمام نمی کند.

تفاوت مراتب معرفت نسبت به حضرت زهرا سلام الله علیها

الآن در ارتباط با حضرت زهرا(س)، یکی میگوید شناختم از حضرت زهرا سلام الله علیها این است که ایشان ،دخت نبی اکرم، همسر امیرالمومنین، مادر حسنینن هستند و زهدش اینطور بوده ، عبادتش اینطور بوده .( حالا بعضیها همین را هم بلد نیستند) اما یک بار کسی میگوید شناختم از حضرت زهرا در این حد است که امام صادق فرمود: اُمُنّا حُجَة اللهِ عَلَینا مادر ما حجت خداست بر ما. یا می گوید شناختم از فاطمه زهرا(س) در این حد است که می دانم که یک قرآن داریم که کاتب آن علی علیه السلام است. یک مصحف داریم که مربوط حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)است. خوب بین این شناخت ها فرق است. بروید کافی بخوانید، باید این احادیث و روایات را با دقت مباحثه و مطالعه کنید. امام صادق علیه السلام فرمود بدانید! ما اهل بیت ، اول قرآن را داشتیم که جبرئیل آن را بر پیغمبر نازل کرد و علی علیه السلام آن را نوشت . بعد مصحف مادرمان زهرا را داریم که جبرئیل آن را بر مادرمان زهرا نازل کرد و علی علیه السلام نوشت.

حال بیایید از نظر انسان شناسی این را تحلیل کنید که چگونه زهرا سلام الله علیها بعد از رحلت نبی اکرم کلام جبرئیل را دریافت می کند و به علی علیه السلام میگوید یا علی من میگویم و شما بنویس. حالا فردا شب این را تحلیل میکنم که جایگاه مصحف زهرا(س)، کتابت علی بن ابیطالب علیه السلام ، جایگاه نازل شدن جبرئیل بر زهرا سلام الله علیها به چه صورت است. خدا رحمت کند حضرت امام را! صحیفه نور امام خمینی را نگاه کنید.ایشان وقتی از فضائل حضرت زهرا میخواهد سخن بگوید، می فرماید: زهرا کسی است بعد رحلت پیغمبر ، جبرئیل بخاطر ایشان پائین آمد و نازل شد.

تمام مباحث ولایت را در مصحف زهرا سلام الله علیها داریم. ما هر چه بحث انسان شناسی داریم در مصحف زهرا سلام الله علیها داریم.لذا آیت الله جوادی در خطبه های نماز جمعه قم خیلی زیبا فرمود : اگر شما زهرا سلام الله علیها را اینگونه معرفی کردید، در می یابید که زهرا بی بدیل است. اما اگر با جنگ معرفی کردید دیگر رقیب پیدا میکند، می گویند حالا علی علیه السلام نمره ایثارش صد بوده، زهرای مرضیه نمره اش هشتاد است. برای هر کسی می توان به یک طریقی رقیب و مقابل پبدا کرد.

اما اگر زهرا را در این فضا ها تعریف کردی، به مقامش شناخت پیدا می کنی. خوب شناخت از کجا و چگونه باید به دست بیاید؟ امام صادق علیه السلام فرمود: زهرا لیلة القدر است و نمیشناسید این حقیقت و این معنا یعنی چه.این بیان یعنی اینکه چهل سال،پنجاه سال درس بخوانیم تا بفهمیم زهرا یعنی چه؟باید وقت بگذارید . نمی شود این حقیقت منعکس نشود. اگر این مرتبه از معرفت نیاید، مودت آخرالزمانی پا نمیگیرد. مودت فی القربی در عصر آخرالزمان یک معرفتی میخواهد که این ایام فاطمیه به ما بدهد. باید تحلیل کنید که یعنی چه که امام صادق علیه السلام فرموده است: اُمُنا حُجَة اللهِ عَلَینا.یا فرموده مادر ما املا کرده و علی علیه السلام نوشته است. و ما از اهل بیت از این کتاب ارتزاق می کنیم.

یک سیر دیگر بگویم. امام صادق علیه السلام فرمود مادر ما حجت خدا بر ماست و مصحفی دارد.یکبار امام زمان می فرماید: فابنَتِ رسولِ الله لی اُسوَهٌ حَسَنَهٌ[۵] مادرم زهرا اسوه ی من است. اسوه بودن یک سیر دیگری دارد . یک معرفت دیگری میخواهد. یک بار میگویم ام ابیها حجت خداست. یک بار میگوییم اسوه است. این ها با هم فرق می کنند. من فردا شب این را هم عرض می کنم. یک بار میگویم دختر پیغمبر است، همسر علی است. مادر حسنین است. ایثار کرده است. ولی یک بار می گویم حجت خدا بر است.یکبار می گویم اسوه است. آن هم اسوه ما نه، اسوه مهدی ماست. چون امام زمان یک جایگاهی خاصی دارد. نفرمود اسوه همه است .فرمود لی اسوة حسنه .امام زمان میخواهد بفرماید اگر میخواهید احیا شوید، نه در ابتدای تاریخ یا اواسط تاریخ! بلکه اگر می خواهید در دوره مهدویت احیا شوید. راه و مسیرش زهرا سلام الله علیها است.

پس مودت فی القربی سه مرحله دارد. که حالا ما در مرحله دوم آن مانده ایم. مرحله اول آن ارتباط سنتی و عرفی و عزا و روضه است. مرحله دوم این است که پله های معرفت روا درباره اهل بیت بالا برویم. مرحله سوم اقتدا عملی است که در مرحله عمل باید اقتدا کنیم. ما متاسفانه یا این طرف مسئله میگیریم یا آن طرف را. کل مسئله را با هم جمع نمیکنیم. حالا یک تتمه ای دارد. امشب یک توسلی می کنیم و فردا شب بحث را ادامه میدهیم.باید این مودت را درست بکنیم.قوانین قرآن تخلف ندارد.ما باید این را درست کنیم و وارد میدان شویم .باید باور کنیم که دوره غربت امام زمان است. باید این اتصال ایجاد شود ، باید خود را احیا و زنده کنیم.

 

داستان زائر سیدالشهداء

شب جمعه است شب حسین است شب شهادت مادرش زهرای اطهر است .یک بنده خدایی میگفت : من کربلا رفته بودم ، دیدم یکی از این زوار از این برادران آذری ما ، رو به قبر امام حسین نشسته بود با یک زبان خوشی با آقای خود صحبت میکرد . خطاب میکرد حسین را که آقا من مهمانم زائرت هستم. آمده ام ولی پولم تمام شده. خجالت میکشم به کسی هم رو بزنم .

فکر می کرد من نمی فهمم، اما من بلد بودم ترکی متوجه می شدم.یک دفعه دیدم یک خانمی از پشت سرش صدایش کرد . پولی بهش داد و گفت :پول میخواهی، بفرما. آن مرد رو کرد به آن خانم گفت من از شما پول نمیخواهم. من از آقایم پول خواستم . خانم گفت الان به چه کسی قسمش دادی ؟ مگر به بی بی پهلو شکسته مادرش زهرا قسمش ندادی؟ تا این را گفت ؛ آن مرد گفت: مگر شما مادرش هست. خانم فرمود : شما حسین رو به مادرش قسم دادی. پولت را بگیر و برو.

حساب و کتاب جای دیگری است. در خانه حسین رفتن گدایی می خواهد .هر کدام از شما که می خواهید صدایش بزنید، راهش مادرش فاطمه زهراست.

روضه

امشب بیا امشب شب جمعه است مهدی جان آقا جان ما که با یه مشکلاتی آمده ایم اینجا منزل مادرت فاطمه با یه امیدی آمدیم شب شهادت مادرت زهرا خیلی گرفتاری داریم آقا برای مومنین من قرآن خواندم استجیبوالله وللرسول اذا دعاکم لما یحییکم آقا صاحب عزای مادرت شما هستی بیا یه نگاهی امشب به ما بینداز یه گوشه چشمی به احترام پهلوی شکسته مادرت آقا قربان عظمت تو فاطمه عرض میکنم اون اسوه را بااسوه مهدی رو تحلیل می کنیم قربان فهمت زهرای ما بابارسول اکرم چشمها یه نگاهی کرد دید علی تک و تنهاست چنازه رسول الله روی دست علی سر پیغمبر روی سینه علی اما رها کردند و رفتند اومد عرض کرد یا ابالحسن آقا عمری شما از امام زمانت رسول خدا حراست کردی مثل پروانه دور امام زمانت چرخیدی علی حالا دیگه نوبت زهراست آقا شما بفرما داخل خانه من زهرا باید اگر فکر می کنند علی تنهاست بله تنهاست اما یه زهرا دارد …. ۵۲:۴۳ علی عرض می کنه میگه خدا معرفت زهرا را که می دیدم ارادتش را به ولایت می دیدم علی آورد تو خونه نشوند ریختند در خانه اصرار می کنند علی بیرون بیا بیعت کن زهرا آمد پشت در تا من زنده ام محاله ابالاحسن بیرون بیاد دستور دادند بسوزانند میگه گفتند آقا خانه خانه زهراست زهرا در خانه است هیزم آوردند در روآتش زدند در چوبی سوزاندند میخ دره ها میخ در کجا سینه دیوار کجا سینه نازنین بی بی زهرا بیرون نمیره یا فضه

[۱] . انفال ۲۲٫۲۳

[۲] . انفال.۲۴

[۳] . ق ۱۶

[۴] . شوری.۲۳

[۵] . بحار الانوار، ج۵۳، ص۱۷۸، باب۳۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *